تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
فرد اعلاى طعام و فرد اعلاى لباس * كان برنجست و حرير انشأش « 1 » زين بوم و برست
چون طراوت هست سارى در همه اجزاى آن * سارى آمد نام آن شهرش كه اصل كشورست
بر درختش مىفروشد حسن نارنج و ترنج * بر فروشش « 2 » ز آن لقب شد بلده‌اى كان خوشترست
مشهد سر نام خود با خويش دارد زين بلاد * پاى آنجا با ادب بگذار كان جاى سرست
از فرح معمور مىباشد هميشه ز آن سبب * شد فرح‌آباد نام آنكه بحرش در برست
اشرفش دارد شرف بر شهرهاى ديگرش * ز آن بدين نام گرامى از همه اولاترست
از همايون تپّه و درياى گرداگرد آن * وه چه گويم لوحش اللّه هى چه نيكومنظرست
از كدامين سيرگاهش دم توان زد در ثنا * هر يكى را مىستائى ، ديگرى اولاترست
هر كه در دنيا نمودارى ز جنّت بايدش * گو بيا اينجا ، كه دنيا را روائى ديگرست
طالب « جنّات تجرى تحتها الانهار » « 3 » را * ديدن مازندران سوى تماشا رهبرست
اين همه در مدح اين كشور شنيدى ليك شاه * زود اگر بيرون رود زين مرزوبوم اولاترست
هامش
( 1 ) - انشأش مخفف انشائش و انشأ يعنى ابداع و آفرينش . ( 2 ) - برفروش مخفف بارفروش و بابل امروزى . ( 3 ) - اين آيه در يازده سوره به شرح فهرست آمده است .
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 261 | الفيض الكاشاني / مصطفى فيض كاشانى