ريزهء نان بر زمين گر فكنى آسمان * خصم تو گردد بجان مهر و مهش ياورست
گرچه فنون نعم ، هست همه محترم * حرمت نان ز آن ميان از همه افزونترست
نان جو ارچه دواست ، قوت تن انبياست * ليك چو گندم بود ذائقه را خوشترست
باز پس از نان ، پنير زينت هر حاضرى * ثالثى ار ضم شود خربزه جامعترست
از همه چيزى الذّ خربزه است و پنير * از همهء نان خورش اين دو گواراترست
خربزه شيرينىاش به ز نزاكت بود * شور بود گر پنير به ز پنير تر است
باز اگر مغز جوز جمع شود با پنير * خوردن هر يك از آن مصلح آن ديگرست
اين دو دواى تن است هر دو اگر با هم است * درد بود گر جداست اين سخن جعفرست
نيست غذائى چنين در همه روى زمين * از همه چيز اين چهار ذائقه را خوشترست
صاحب طبع سقيم گر نخورد زو مرنج * خوش ز خوشان با خوشان ناخوششان خوشترست
كرده خدا ده صفت تعبيه در خربزه * اين سخن مرتضاست آنكه جهان را سرست
هست طعام و شراب فاكهه و نانخورش * خطمى و ريحان دوا ترّه و حلوترست
با لب و دندان چرب صنعت اشنان كند * از همه نوع غسول خوشتر و آسانترست