نزد ما آيد هر آن كو باشدش بيماريى * ما طبيبيم و بود درگاه ما دارالشفا
نزد ما آيد هر آن كو را غمى در دل بود * تا كنيمش شاد و خرّم از نويد جانفزا
سوى ما آئيد اى مستغفران هين مغفرت * سوى ما آئيد اى خواهندگان اينك عطا
هين كه درهاى كرم را يكبهيك بگشادهايم * هر كه را هر چيز خواهد گو بخواه آن را ز ما
نزد ما از بهر هر بيچاره باشد چارهاى * مرجع بيچارگان ناچار باشد سوى ما
سوى ما آئيد كاينجا زخمها مرهم شود * سوى ما آئيد كاينجا دردها يابد دوا
سوى درگاه من آئيد اى گروه عاصيان * تا ببخشايم ز فضل خويش هر جرم و خطا
مستمندان در من آويزيد دست اعتصام * دردمندان زين دكان جوئيد درمان و دوا
بيهده هر سو مپوئيد از پى هر چارهاى * نزد ما آئيد اى بيچارگان بينوا
سوى ما آئيد اى گمكردگان راه خير * تا شما را راه بنمايم بسوى خيرها
سوى ما آيد هر آن كو معترف باشد به جهل * تا ز لا علم لنا « 1 » يابد ره علمتنا
سوى ما آيد هر آن كو معترف باشد به فيض * تا كمالى يابد از تكميل جان پرورد ما
هامش
( 1 ) - اشاره به قرآن كريم :لا عِلْمَ لَنا إِلَّا ما عَلَّمْتَنا( سوره بقره آيه 32 ) .