تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
نيستم غافل دمى از هيچ كس در هيچ وقت * عالم‌السرّم نباشد نزد من ، جهر و خفا
بارالها فيض را از بخش خود فيضى بده * تا بكى باشد خجل از گفتن اندرزها
گر ندارد نيكى ، او را به پيغمبر ببخش * در دلش چون هست مهر اهل بيت مصطفى

نكوهش سفر غير ضرورى

تا چند و چند ، رنجه كنى پاى در ركاب * تا چند و چند رخت نهى بر پس دواب
عمر عزيز صرف حضور و حضر توان * دل مىدهد بشيب كنى در سفر شباب
بيم حرامى و چپر « 1 » و دزد و راهزن * شبگير و دورى ره و واماندن دواب
تحصيل آب و نان و جو و كه ، گه نزول * بدخوئى ملازم و سرما و آفتاب
خاطر چگونه جمع توان داشت با خدا * با اين همه مكاره و تشويش و اضطراب
چون با كتاب روى برو مىتوان نشست * بر پشت خر ، چرا بنهد عاقلى كتاب
آن آب زندگى كه سفر بهر آن كنى * در جوى تُست ، ياوه مگرد از پى سراب
حق حاضر است و حافظ و ناصر بهر ديار * روزى رسان خلق به معموره و خراب
از حق بود بلاد و عباد و منال و مال * قسمت به عدل كرده به اندازه و حساب
هرجا كه دين تو به سلامت بود در آن * مشغول بندگى شو و از عمر كام‌ياب
هرجا كه هست آنچه ضروريست مر ترا * آنجا مقيم باش وز مقصود رو متاب
بيچاره فيض را چو ندادند اختيار * ناچار عمر را گذرانيد با دواب

قصيده به تازى « شكر نعمت و طلب مغفرت »

الهى نفوس اليك اهتدت * و اخرى با هواء سوء ردت
و قوم بها دلّهم اقتدوا * و اخرى بابليسها اقتدت
هامش
( 1 ) - چپر : خانه‌اى كه با چوب سازند و چبير به معنى سپاه و جمعيت : برهان قاطع .