تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
مىكوش بود كه ليل دائم * قايم باشى نهار صائم
قائم باشى به خدمت حق * صائم باشى ز سرّ مطلق
در خانهء خود نشسته باشى * در برزخ خويش بسته باشى
برداشته دل ز دنيى دون * وسواس ز سينه كرده بيرون
گرديده به قدر قوت قانع * مشغول بفكر در صنايع
در حكمت كسب علم كوشى * امر حق را بجان نيوشى
با علم عمل شعار سازى * تقوى و ورع دثار سازى
پيوسته به ياد حق گذارى * با گريه و سوز و آه و زارى
يكدم غافل نگردى از وى * يادت نايد بسوى او شىء
مشغول به نفس خويش باشى * وارسته ز قوم و خويش باشى
كس كار به كار تو ندارد * هم زحمت بار تو ندارد
تو كار به كار كس ندارى * زحمت بينى و درگذارى
در جستن عيب خويش كوشى * چشم از بد مردمان بپوشى
پيش همه همچو خاك گردى * از خبث و رذيله پاك گردى
ده چيز شعار خويش سازى * سرمايهء كار خويش سازى
بىخوابى و جوع و عزلت و فكر * صمت و زهد و عبادت و ذكر
باشى پيوسته با طهارت * با غير خدا نبوده كارت
گه سجده و گه ركوع كرده * گه زارى و گه خضوع كرده
بگريسته بىگنه شب و روز * از درد به ناله‌هاى جانسوز
چون گريه كنى ز اشك رو شوى * شايد كه نسوزد آتش آن روى
مىجو به نبى و آل عترت * پيوسته تشفّع و وسيلت
هر لحظه درود بر روانشان * بفرست و روان پيروانشان
تقصير خود اعتراف مىكن * اقرار به اقتراف مىكن
از شرم سرى به پيش مىدار * دردى به درون خويش مىدار
با اين همه ترس و خوف و غمهاش * نوميد مباش از كرمهاش
نوميد مشو ز فيض آن شاه * در دل مىگو كه اللّه اللّه
از وى بطلب هر آنچه خواهى * كو مىدهدت همه كما هى
دل را به اميد شاد مىدار * اين گفتهء فيض ياد مىدار
او را به دعاى شاد مىكن * در حالت فيض ياد مىكن