درياب غمت رسيدگان را * از روح خودت دميدگان را
تن گرچه ز خاك آفريدى * جان را خود ، پاك آفريدى
پرزنگ گرفته است بزداى * آلوده شدست پاك فرماى
نفس اوّل
يك ره نظرى به خستهاى كن * رحمى بدل شكستهاى كن
آن كو جز تو ، كسى ندارد * غمخوارى و مونسى ندارد
محنتزدهايست ، شرمسارى * خجلتزدهايست ، زشتكارى
دلسوختهايست ، خسته جانى * تر كرده به ذكر تو زبانى
بر خاك فتاده خوار و زاريست * وز درگه تو اميدواريست
مگذار كه نااميد گردد * بخشاى كه روسفيد گردد
يا ربّ لوجهك المكرّم * يا ربّ باسمك المعظّم
حقّ سبحات نور ذاتت * حقّ اسماء حق صفاتت
يا رب بعلو و عزّت تو * حقّ جبروت و هيبت تو
يا رب به فرشتگان منزل * يا رب به پيمبران مرسل
يا رب به حق رسول مختار * آن مهتر و بهترين ابرار
آن شافع عرصهء ندامت * قائم كن قامت قيامت
آن قبلهء ساكنان افلاك * مخصوص به اختصاص لولاك « 1 »
آن زبدهء خلق و غايت جود * آن كو ز دو كون اوست مقصود
يا رب به على شه سلونى « 2 » * آن واقف سرّ زمّلونى
آن والى خطّهء ولايت * وانكو او را سزد هدايت
آن قطب سپهر استقامت * وان مركز ابوّهء امامت
يا رب به حق بتول عذرا * ام سبطى رسول ، زهرا
يا رب به زكّى مجتبايت * آن قرّهء عين مرتضايت
يا رب به شهيد و آن شهادت * حقّ سجّاد و آن عبادت
يا رب به علوم باقريه * حقّ اعزاز صادقيه
هامش
( 1 ) - اشاره : لولاك لما خلقت الافلاك .
( 2 ) - اشاره به كلام مولى ( ع ) : سلونى قبل ان تفقدونى .