تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠

خلوت و كتاب

اگر اجل دهدم مهلت و خدا توفيق * من و خدا و كتابى و گوشهء خلوت
بجز كتاب انيسى دلم نمىخواهد * زهى انيس و زهى خامشى ، زهى صحبت

در محبت اهل البيت

دارم محبّت نبى و خاندان او * گر در جوارشان دهيم جا غريب نيست
ز پيش خويش نگويد حديث و ننويسد * كه در طريق ادب راه هشت و چار گرفت
عالمى پُر ز درّ و گوهر شد * مگر اين طبع فيض دريائى است

مراد فيض از شعر و عشق

نيست شعر من چو شعر شاعران خالى ز مغز * تا توانى دل بتاب از شعر فيض و رو متاب
اشعار فيض حكمت محض است شعر نيست * كى لايق طريقهء او شعر گفتن است
بوى خدا مىوزد از نفس اهل دل * نيست سخن شعر فيض عطرى از آن بوست ، بوست
گر نداند اهل شك فيض از كه مىگويد سخن * نزد ارباب بصيرت بىگمان پيداست كيست
فيض ازين پس گر نگوئى شعر در طور مجاز * نسپرى الّا طريق اهل عرفان خوش‌نماست

در جبر و اختيار

اختيار خود به او بگذار و بگذر ز اختيار * بنده را جُز اختيارش اختيارى هست ؟ نيست

در عشق و مستى

ناله‌ام مطرب و خون باده و چشمم ساغر * ياد او ساقى اين بزم و دلم شيشه شده است

تجويز قرآن به غنا خواندن

خواندن قرآن و فهميدن به آواز حزين * با خضوع جان و تن از اهل قرآن خوش‌نماست
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 190 | الفيض الكاشاني / مصطفى فيض كاشانى