تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان فياض لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
به ياد جوى روان روز و شب در آن فردوس * مرا ز ديده روانست اشك ليل و نهار فراق صحن و خيابان مشهدم دارد * ز صحن چرخ و خيابان كهكشان بيزار فلك ندانم ازين پس دگر چه خواهد كرد * به من شود اگر از تازه باز كينه گذار فكنده دور به زارى از آن درم يا رب * به روز من بنشيند فلك به زارى زار دو دست بىتو به سر مىزنم چه چاره كنم * كه رفت كار من از دست و دست من از كار شمار كار خود از روزگار برگيرم * به دامن تو زنم دست چون به روز شمار فلك ز رشك بميرد چو درگهت بوسم * چه خوش بود كه برآيد به يك كرشمه دو كار اگر رسم به وصال درت عجب نبود * به آسمان ز زمين مىرود هميشه غبار اگرچه دورى از آن خاكِ در ضرورى بود * كه هست دورى خورشيد ذرّه را ناچار وليك دارم اميدى كه از توجه تو * تن ضعيف من آنجا شود به خاكِ مزار به هر كجا كه شود خاك اين تن زارم * فلك اگر كشدم پيش آرزو ديوار گمان به بال‌وپر شوق آن‌قدر دارم * كه ذرّه ذرّه به سوى تو برپرد تن زار بدان خداى كه در ملك نيستى يكسر * متاع معرفتش ريختست در بازار بدان نهفته كه در هرچه بنگرى پيداست * بدان نديده كه پر كرد عالم از ديدار بدان قديم كه از دور باشى قدمش * ازل دوان به ديار ابد برد زنهار بدان حكيم كه در كارگاه قدرت نيست * به عون حكمتش ايجادِ ذرّه‌اى بيكار بدان عليم كه در عرض جلوه‌گاه ظهور * ز علم اوست ازل تا ابد يكى طومار بدان كريم كه از نيم رشحه بنشاند * ز دشت عصيان چندانكه خاستست غبار بدان رحيم كه در موج‌خيز رحمت او * گناه هر دو جهان همچو خس فتد به كنار بدان حليم كه بر روى ما نمىآرد * به ناسپاسى چندانكه مىكنيم اصرار بدان غفور كه در هر نفس فروشويد * سياه‌رويى ما را به آب استغفار به صانعى كه دهد مشت خاك را دانش * به مبدعى كه دهد موج باد را گفتار به قادرى كه به پيش محيط قدرت او * زمان ازل به ابد نقطه‌ايست از پرگار به نور او كه به دو روشنست ظلمت و نور * به فيض او كه به دو خرمست جنت و نار به لوح او كه گشايد به روى جان دفتر * به كلك او كه نويسد به لوح دل اسرار به امر او كه به او ملك عقل گشت آباد * به نهى او كه از و راه نفس شد هموار به جود او كه نُه افلاك را به يك جوشش * ز نيم قطره برانگيخت چون ز بحر بخار به ستر او كه ز چشم نظارگان سپهر * به روى زشتى اعمال ما كشد ديوار به عفو او كه ببخشد گناه و نگذارد * به زير بار خجالت خميده قامت زار به فضل او كه بما از بهشت و حور و قصور * جزاى طاعت ناكرده مىنهد به كنار
ديوان فياض لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 75 | عبد الرزاق اللاهيجي / ابو الحسن پروين پريشان زاده