تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان فياض لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
هزار شكوه بود از فلك مرا هر دم * ولى نيارم از آنها يكى كنم اظهار چگونه كس كند اظهار شكوه‌اى كز ننگ * ز شرم گفتن او رنگ بشكند گفتار همين بسست شكايت ازو كه كرد مرا * جدا ز روضهء عرش آشيان فيض آثار فريب اين جو گندم‌نما از آن فردوس * برون فكند چو آدم مرا به زارى زار به خاكِ خوارى از آن روضه طالع پستم * چنان فكند كه بر آسمان رسيد غبار نه روضه بلكه جهانى ازين فلك بيرون * نه روضه بلكه بهشتى ازين جهان به كنار زمانه در طرف وى چو جاده از منزل * سپهر در كنف وى چو سايه از ديوار جهات سته دران رَحبه « 2 » يك جهت ز جهات * سپهر تسعه در ان عرصه قطرى از اقطار نشيب پيش فراز وى اين نشيب و فراز * يسار پيش يمين وى اين يمين و يسار گرفته با همه وسعت مكان به عالم تنگ * چنان كه صورت عالم به ديده در ابصار كنند گرد سرش دور دايرات فلك * محيط عالم كونست و مركز ادوار من از صفاى هوايش همين‌قدر دانم * كه يا بهار بهشتست يا بهشت بهار چنين كه منفرد افتاده است در رفعت * فلك چه حد كه به او دم زند ز قرب جوار خميده ماند فلك بس كه كرد قامت خم * پى تواضع اين بارگاه فيض آثار به پيش شمسهء او آفتاب مىلرزد * چنان كه طفل سبق‌خوان به پيش مكتبدار به جنب روزن او آفتاب را چه محل * كه او ز چرخ كند ناز و چرخ ازين انوار به نيم‌خشت زر خود فلك چه مىنازد * چرا ننازد ازين جنس گنبدش بسيار به پيش طاق وى ار هشتم آسمان نبود * هزار كوكب قنديل از چه يافت قرار به دور وى خط زرين كتابه نيست كه هست * نوشته نسخهء علم قضاش بر ديوار چنين عمارتى امكان نبست تا ز قضاست * زمانه قابل تعمير و آسمان معمار فلك شبيه وى افتاده است تا به ابد * بدين مناسبت او را بلند شد مقدار اگر به معنى وى صورتى بنا خواهند * جهات كون و مكان را چو نيست اين معيار مهندسان معانى مگر بفرض كنند * به سطح چرخ نهم نصب پايهء پرگار ز فيض ظاهر و باطن توان يقين دانست * كه يك درش به بهشتست و يك درش به بهار سپهر مىشود آنجا به چاكرى قايل * زمانه مىكند آنجا به بندگى اقرار بلى چگونه نگردد زمانه‌اش ممنون * بلى چگونه نباشد سپهر منّت‌دار كه هست بارگه خسرو زمين و زمان * كه هست پرده‌سراى شه صغار و كبار خدايگان دو عالم امام جن و بشر * رضىّ ارض و سما و رضاى ليل و نهار
هامش
( 2 ) - رحبه ، زمين فراخ .
ديوان فياض لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 71 | عبد الرزاق اللاهيجي / ابو الحسن پروين پريشان زاده