تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان فياض لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
ز بار شبنم بر برگ گل اثر ماند * چنان كه بر لب خوبان نشانهء دندان به احتياط رود در چمن صبا كه مباد * شود ز موج تحرك شكسته شاخ نوان « 1 » دل از شكستن شاخست باغبان را جمع * كه موميايى ابر بهار گشته ضمان ز بس لطيف شد اجزاى باغ نزديكست * كه همچو بوى گل از ديده‌ها شود پنهان به مردگان بنات نبات در ته خاك * دهد به معجزهء دم مسيح ناميه جان ز ميوه نيست عجب از وفور استعداد * كه چون شكوفه شود بيشتر ز برگ عيان ز بس رطوبت اشيا عجب نباشد اگر * ز موج باد صبا تير خم شود چو كمان عجب نباشد در باغ چون طلاى مذاب * ز بس ترىّ هوا شعله گر كند سيلان ورق ز بس كه رطوبت‌پذير شد ز هوا * رقم به صفحه چو نقشى بود بر آب روان ميان آتش و آب اين زمان كه يكرنگيست * ز شعله كى پر پروانه را رسد نقصان درين بهار اگر بودى آتش نمرود * درو نه معجزه بودى دميدن ريحان ز تازگىّ و ترى در ميانهء آتش * نهال دود بود همچو سرو در بستان ز بس گل از سر هر خار بردمد چه عجب * گل سرشك اگرم بردميده از مژگان ز بىرفيقى كس را چه غم كه سايهء شخص * ز روح‌بخشى باد صبا پذيرد جان زنم بر آينه زان‌سان دميده سبزهء رنگ * كه شخصِ عكس تواند درو شدن پنهان سحر ز آتش چخماق برق در نگرفت * ز بس به سوختهء ابر داد نم باران مگر چو نوح به كشتى كنيم سير چمن * كه موج شبنم در باغ مىكند طوفان به زور جذبه نسيم گل آيدش به مشام * اگر بود قفس عندليب از سندان نشاط خندهء گل رخت غصه داد به باد * فكنده شبنم اوراق غم در آب روان ز ذوق زود شكفتن گل نشاطانگيز * به پاى طفره « 2 » كند طىّ غنچگى آسان ز بار نم به زمين سوده سينه ناقهء ابر * و يا زمين ز نمو شد به ابر دست و عنان به غنچه درنگرم خون دل خورم كه چرا * سرى به جيب فروبرده با چنين سامان طريق درد نهفتن ز غنچه دارم ياد * كه هست با دل صد پاره دايما خندان نسيم گل خبر از نشئهء جنون دارد * رفيق كو به گِلم برزند در زندان به گوشهاى چمن از ترانهء مستى * به بلبلان نگذارند نالهء مستان چنان هواى چمن در نهادِ بلبل مست * سرشته رغبت پرواز در فضاى جهان كه گر كنند پر عندليب را پر تير * بدون منتِ زورِ كمان شود پرّان
هامش
( 1 ) - نوان ، لرزان ، نالان . ( 2 ) - طفره ، از نقطه‌اى به نقطه‌اى رسيدن بدون پيمودن فاصلهء بين آن دو ، و آن محال است ؛ در ميان زدن .
ديوان فياض لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 56 | عبد الرزاق اللاهيجي / ابو الحسن پروين پريشان زاده