97
تا داغ غم عشق تو بر جان دارم * صد چاك به دل دست و گريبان دارم
طوفانم اگر ز ديده خيزد نه عجب * در ديده همه خيال طوفان دارم
98
امروز به روى كام آبى دارم * كز خوى تو وعدهء عتابى دارم
منتكش خور نيم كه از عكس رخت * در هر بن موى آفتابى دارم
99
هرچند كه دور از درت مىگردم * بر گرد دل ستمگرت مىگردم
چون معنى بكرى كه به خاطر گذرد * دورم ز تو و گرد سرت مىگردم
100
از مكر خرد ز حد فزون مىترسم * وز حيلهء عقل ذو فنون مىترسم
گفتى به خرد مگر ترا دشمنيست * نه نه كه ز نفرين جنون مىترسم
101
بينم چو وفا ز بىوفايى ترسم * در روز وصال از جدايى ترسم
مردم همه از روز جدايى ترسند * جز من كه ز روز آشنايى ترسم
102
سرگشتهء اولم به آخر نرسم * درماندهء باطنم به ظاهر نرسم
با آنكه خيالى شدهام در غم تو * داغم كه چرا ترا به خاطر نرسم
103
هر لحظه دُرى نهد در آغوشم چشم * از خون جگر دهد مى نوشم چشم
مىپوشد چشم چون مرا مىبيند * يعنى كه ز بد هميشه مىپوشم چشم
104
چشم سيه يار نپرسى حالم * بيمارم و يكبار نپرسى حالم
بيماران حال يكديگر مىپرسند * اى نرگس بيمار نپرسى حالم
105
غم نيست كه از دست غم افتاده شوم * غم اين باشد كه از غم آزاده شوم
هر لحظه از ان شكست دل پيوندم * تا بهر شكست دگر آماده شوم