88
فياض شدم ز وضع ياران دلتنگ * زين بلهوسان كناره به صد فرسنگ
من شيشه و اين كجروشان سنگدلند * صورت نپذيرد الفت شيشه و سنگ
89
آن خاتم انبيا نبىّ مرسل * بر جمله مقدمست در علم ازل
هرچند نتيجه هست آخر ز قياس * در قصد چو بنگريد باشد اول
90
هرچند كه كعبه راست فضلى كامل * در خاك نجف مرا به آيد منزل
در پيش من از كعبه نكوتر نجفست * كان قبلهء تن باشد و اين قبلهء دل
91
اى گل به بر رخ نكويت بدنام * وز شرم لب تو باده گرديده حرام
ابروى ترا هلال گفتم مه نو * باليد به خود چنان كه شد ماه تمام
92
بيمارم و آن نيم كه يك جا افتم * مىگردم و هر كجا رسم واافتم
از ضعف چنان شدم كه در سينه دلم * گر ياد تپيدن كند از پا افتم
93
مشهور به عشق تو ستمگر گشتم * حرف غم عشقم كه مكرر گشتم
مىناز كه مثل تو نديدم ، هرچند * دفترچهء حسن را سراسر گشتم
94
صد شكر كه آهوى ترا صيد شدم * برهمزن زهد و آفت شَيد شدم
زلف تو مرا ز دين و دنيا برهاند * در دام تو افتادم و بىقيد شدم
95
آخر ترك تو بىوفا دل كردم * عهد تو به فرمان تو باطل كردم
شادى كه به كام دشمنم كردى و من * شادم كه رضاى دوست حاصل كردم
96
كى جانب هند روى نيكو آرم * من نيستم آنكه رو به هندو آرم
از يك هندوى بخت خود در ننگم * از عالم هندوان چسان روآرم