تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان فياض لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
بنشينم و ترك كام گيرم * شايد كه به كام دل بميرم اى بزم طرب حرام بىتو * عيشم همه ناتمام بىتو دام عجبيست در چمن ليك * بر ما قفسست دام بىتو با گشت چمن چه كار ما را * گل را نبريم نام بىتو تنها نه دلست بىسرانجام * هر پختهء ماست خام بىتو با ياد تو نشئه‌ايست امّا * آن نشئه به ما حرام بىتو هر عيش كه بىتو كرده‌ام چرخ * از من كشد انتقام بىتو در جلوهء كبك نشئه‌اى نيست * رفت از يادش خرام بىتو گل بوى نكرد در گلستان * بلبل دارد ز كام بىتو چشمى دارد لبالب از خون * در مجلس عيش جام بىتو چون كشتى سر به باد داده * يك جا نكنم مقام بىتو گفتم ز تو كام دل برآيد * حاصل چو نگشت كام بىتو بنشينم و ترك كام گيرم * شايد كه به كام دل بميرم ما را نسبيست تا به آدم * هر نطفه خميرمايهء غم بىعشق نرفته‌ايم يك گام * بىدرد نبوده‌ايم يك دم تا چند فروخورم غم دل * كو آه كه سر نهد به عالم بىگريه چو طفل كم كنم خواب * بىناله چو شيشه كم زنم دم آهست دواى عاشق تو * بادست علاج آتش كم عشق از دو دلست آتش‌افروز * گل از غم بلبلست درهم پروانه و شمع هر دو سوزند * پروانه تمام و شمع كم‌كم بر روى تو خوى عقيق خامست * چون بر گل و لاله قطرهء نم شادابى گل نگر كه رنگش * آتش زده در نهاد شبنم لطف تو فزايد آتش دل * غمخوارى تست مايهء غم مىخواست كه زود به نگردد * دلسوزى داغ كرد مرهم كام از تو گرفتنست مشكل * تو كام نمىدهى و من هم بنشينم و ترك كام گيرم * شايد كه به كام دل بميرم