بنشينم و ترك كام گيرم * شايد كه به كام دل بميرم
اى بزم طرب حرام بىتو * عيشم همه ناتمام بىتو
دام عجبيست در چمن ليك * بر ما قفسست دام بىتو
با گشت چمن چه كار ما را * گل را نبريم نام بىتو
تنها نه دلست بىسرانجام * هر پختهء ماست خام بىتو
با ياد تو نشئهايست امّا * آن نشئه به ما حرام بىتو
هر عيش كه بىتو كردهام چرخ * از من كشد انتقام بىتو
در جلوهء كبك نشئهاى نيست * رفت از يادش خرام بىتو
گل بوى نكرد در گلستان * بلبل دارد ز كام بىتو
چشمى دارد لبالب از خون * در مجلس عيش جام بىتو
چون كشتى سر به باد داده * يك جا نكنم مقام بىتو
گفتم ز تو كام دل برآيد * حاصل چو نگشت كام بىتو
بنشينم و ترك كام گيرم * شايد كه به كام دل بميرم
ما را نسبيست تا به آدم * هر نطفه خميرمايهء غم
بىعشق نرفتهايم يك گام * بىدرد نبودهايم يك دم
تا چند فروخورم غم دل * كو آه كه سر نهد به عالم
بىگريه چو طفل كم كنم خواب * بىناله چو شيشه كم زنم دم
آهست دواى عاشق تو * بادست علاج آتش كم
عشق از دو دلست آتشافروز * گل از غم بلبلست درهم
پروانه و شمع هر دو سوزند * پروانه تمام و شمع كمكم
بر روى تو خوى عقيق خامست * چون بر گل و لاله قطرهء نم
شادابى گل نگر كه رنگش * آتش زده در نهاد شبنم
لطف تو فزايد آتش دل * غمخوارى تست مايهء غم
مىخواست كه زود به نگردد * دلسوزى داغ كرد مرهم
كام از تو گرفتنست مشكل * تو كام نمىدهى و من هم
بنشينم و ترك كام گيرم * شايد كه به كام دل بميرم
ديوان فياض لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 369
مساهمون: عبد الرزاق اللاهيجي
ص٣٦٩