تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان فياض لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
بر ميا گو آفتاب و دم مزن گو صبحدم * آفتاب صبحدم گوى گريبان شماست ابرها گرديست از راه شما برخاسته * آسمان ابرى كه از درياى احسان شماست پرورش از امر و از نهى شما گيرد بهشت * آب جارى اندر آن گلزار فرمان شماست چون تزلزل گيرد از صور فنا اركان خلق * آنچه ايمن از تزلزل باشد اركان شماست نه كه قرآنست در وصف شما گويا و بس * نامه‌هاى آسمانى جمله در شان شماست از شما بيرون نباشد سرنوشت كائنات * آنچه را علم قضا خوانند عنوان شماست آفتاب ار بازگشت و ماه ار شق شد چه شد * آسمان از روز اول بنده فرمان شماست گرچه با رضوان جنّت در نزاع افتخار * طرفگيها كرد ، حق در دست دربان شماست فيض كاشى را به فياض ار كنى احسان رواست * زانكه او هم از كمربندان پيمان شماست در سر كوى شما از ناله كى بندد نفس * گر ثنا خوانى نمىداند غزلخوان شماست گر بابرام از شما درمان نخواهم دور نيست * زانكه من دردى كه دارم عين درمان شماست چشم درمان از طبيب عشق نتوان داشتن * درد را شرطست اينجا به ز درمان داشتن در وداعت مىرود صبر و شكيب از دل تمام * السّلام اى صبر و آرام دل و جان السّلام از در دولت‌سرايت دل نمىآيد برون * ور برون آيد به خواهش خواهشش بادا حرام دل كه برخيزد ازين كو بر فلك نايد فرود * بر نمىتابد شكوه اين كبوتر هيچ بام عالمى گر رو به درگاه نجف دارد چه شد * جان عالم راست يعنى جسم پاكت را مقام من ندانم اين زمين را از كجا آورده‌اند * كش مشابه نيست جايى جز حرم در احترام نسبتى هيچش نباشد با نجف در هيچ باب * هشت جنت را به پاى عقل گرديدم تمام نوح بر كشتى نشست و آمد اينجا بر كنار * آدم از جنت برآمد تا كند اينجا مقام كعبه را گر با نجف افتد تمثل نزد عقل * عقل نشناسد كه آخر اين كدام و آن كدام من زيارت كرده از كوى تو برگشتم ولى * روح چون مرغ حرم گرد سرت گردد مدام ما جَعَلهُ اللّه آخر عهدنا فى قربكم * بل رزقنَا العود ثم العود الى يوم القيام رفتم از كوى تو با صد درد دل خاكم به سر * در طريق مهربانى كس كند اين را چه نام آمدم شامى به درگاه تو صبحى مىروم * آرى آرى صبح مىگردد به درگاه تو شام بر در دولت‌سرايت هركه مىسايد جبين * تا قيامت جبهه‌اش ديگر نبيند روى چين
ديوان فياض لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 348 | عبد الرزاق اللاهيجي / ابو الحسن پروين پريشان زاده