1 در منقبت امير المؤمنين على ( ع )
السلام اى گوهرت درياى عدل و داد و دين * ذات پاكت نسخهء اوصاف ربّ العالمين
السلام اى در شرف بررفته تا جايى كه هست * جلوهگاه نقش پايت دوشِ خير المرسلين
السلام اى آنكه باشد تا قيامت عقل را * گفتهات علم اليقين و كردهات حق اليقين
حجت فضل تو بس شاگردى خير البشر * شاهد علم تو بس استادى روح الامين
قادرى بر هرچه خواهى زانكه در تحقيق هست * دست قدرت قدرت دست ترا در آستين
از براى اعتصام دل ز اوج معرفت * از شعاع هر كلام آويختى حبل المتين
كس نمىداند ترا ور زانكه داند مشكلست * فرق كردن رنگ و بوى ياسمن از ياسمين
گر دو عالم منكر فضل تو گردد باك نيست * شاهد عدلست در فضل تو قرآن مبين
بهر جاروب سرايت روز و شب دارد نزاع * هر طرف بال ملك با گيسوان حور و عين
گر دو عالم ابر گردد آفتابى آفتاب * فيض پرتو كم نگردد روز ابر اندر زمين
هركسى مهر تو دارد خواه دشمن خواه دوست * كردهاى هر ذرّه را نقش آفتابى بر جبين
گر به دشمن فيض بخشى دم زدن را جاى نيست * رحمة للعالمينى رحمة للعالمين
هركه را در هر نفس همدم رسول اللّه بود * در طريق اتحاد او هم رسول اللّه بود
اى مرا در بىكسى هم مصطفى كس هم تو كس * گو دو عالم باش ناكس كس مرا اين هر دو بس
مهر را بىخاك پايت نور نبود در جبين * صبح را بىمهر رايت برنمىآيد نفس
هست علم منكشف از فيض عقلت مستعار * هست عقل مستفاد از نور عقلت مقتبس
بر سر شهد كلامت مىنمايند اهل هوش * جوشش فوج ملك هر دم تماشا چون مگس