تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان فياض لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥

1 در منقبت امير المؤمنين على ( ع )

السلام اى گوهرت درياى عدل و داد و دين * ذات پاكت نسخهء اوصاف ربّ العالمين السلام اى در شرف بررفته تا جايى كه هست * جلوه‌گاه نقش پايت دوشِ خير المرسلين السلام اى آنكه باشد تا قيامت عقل را * گفته‌ات علم اليقين و كرده‌ات حق اليقين حجت فضل تو بس شاگردى خير البشر * شاهد علم تو بس استادى روح الامين قادرى بر هرچه خواهى زانكه در تحقيق هست * دست قدرت قدرت دست ترا در آستين از براى اعتصام دل ز اوج معرفت * از شعاع هر كلام آويختى حبل المتين كس نمىداند ترا ور زانكه داند مشكلست * فرق كردن رنگ و بوى ياسمن از ياسمين گر دو عالم منكر فضل تو گردد باك نيست * شاهد عدلست در فضل تو قرآن مبين بهر جاروب سرايت روز و شب دارد نزاع * هر طرف بال ملك با گيسوان حور و عين گر دو عالم ابر گردد آفتابى آفتاب * فيض پرتو كم نگردد روز ابر اندر زمين هركسى مهر تو دارد خواه دشمن خواه دوست * كرده‌اى هر ذرّه را نقش آفتابى بر جبين گر به دشمن فيض بخشى دم زدن را جاى نيست * رحمة للعالمينى رحمة للعالمين هركه را در هر نفس همدم رسول اللّه بود * در طريق اتحاد او هم رسول اللّه بود اى مرا در بىكسى هم مصطفى كس هم تو كس * گو دو عالم باش ناكس كس مرا اين هر دو بس مهر را بىخاك پايت نور نبود در جبين * صبح را بىمهر رايت برنمىآيد نفس هست علم منكشف از فيض عقلت مستعار * هست عقل مستفاد از نور عقلت مقتبس بر سر شهد كلامت مىنمايند اهل هوش * جوشش فوج ملك هر دم تماشا چون مگس