در كوچهء ما جنس دوا سخت كسادست * با داغدلان جلوهء مرهم نفروشى
سرمايهء غم سخت عزيزست نگهدار * هرچند كه بسيار خرى كم نفروشى
در مشرب غم تشنهلبى مايهء ذوقست * اين زهر گلوسوز به مرهم نفروشى
فياض به جانان نكنى درد دل اظهار * در كوچهء راحتطلبان غم نفروشى
686
بلبلان را همچو رويت كم به دست آيد گلى * چون تو كى در گلشن عالم به دست آيد گلى
هيبتى نه از بهار او را نه بيمى از خزان * همچو داغ عشق خوبان كم به دست آيد گلى
دست خالى گل نچيند در چمن باور مكن * غنچه را بىكيسهء درهم به دست آيد گلى
آشنايان را نپندارى كه در گلزار دهر * بىگزند خار نامحرم به دست آيد گلى
بىرخت محروم از گلشن چه ذوقى باشدش * هر كه را در حلقهء ماتم به دست آيد گلى
سير گلزار هوس فياض تا كى مىكنى * خو به حسرت كن كه اينجا هم به دست آيد گلى
687
گمنام گرد باش و فراموش عالمى * بردار بار صيت خود از دوش عالمى
عشق تو نيك و بد همه در دام غم كشيد * خوش حلقه كرد زلف تو در گوش عالمى
من لب ز شكوهء تو فروبستهام ولى * فرياد مىكند لب خاموش عالمى
باليدهاى ز حسن به نوعى كه تا ابد * تنگست بر اميد تو آغوش عالمى
عالم تمام آينهدار جمال تست * گشتيم در خيال تو مدهوش عالمى
برديم در هواى تو خود را ز ياد خلق * گشتيم در غم تو فراموش عالمى
عمريست كز خيال لب نازنين تو * نيشست در مذاق دلم نوش عالمى
آبى بر آتش همه كس زد سرشك ما * آخر نشاند گريهء ما جوش عالمى
فياض فيض خانهبهدوشى بس اينكه ما * برداشتيم بار خود از دوش عالمى
688
كسى را شد مسلّم نكتهدانى * كه دريابد زبان بىزبانى
خوشا بخت كسى كز شمع رويت * كند روشن چراغ زندگانى
غم عشقت ندانستم چه حاصل * پشيمانى ندارد مهربانى
كسى روى تو مىبيند كه دارد * به ديده توتياى لنترانى
تن چون كوه مىبايد كه عاشق * رود در زير بار ناتوانى
نقاب از رخ برافكندن چه لازم * خوشى در پرده چون راز نهانى
دواى درد من دانى و ليكن * كُشد اينم كه دردم را ندانى