تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان فياض لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
زاهدا هرزه من نمىشنوم * برو از سر مرا خريدى تو ؟ نرسيدى به مطلبى هرچند * در پى اين و آن دويدى تو هيچ بيرون نمىروى فياض * سخت در كنج غم خزيدى تو

656

اثر نديده دل از حرف مهربانى تو * چو شمع تا بكى اين گرمى زبانى تو كسى چگونه كند ضبط خود كه دلها را * به آشكار برد غمزهء نهانى تو تو گرم عذر ستم گشتى و مرا بر لب * شكايت آب شد از شرم همزبانى تو هنوز طفلى و دانشوران عالم را * زبان نكته فروبست نكته‌دانى تو به خط سبز نظر كردى آن قدر فياض * كه گشت بر همه روشن سواد خوانى تو

657

اى فتنه يك دم آى ز بالاى زين فرو * شور از زمانه خاسته يك دم نشين فرو با قامتى چنين چو به گلشن گذر كنى * سرو از خجالت تو رود در زمين فرو دلها چو نافه درشكنش بس كه خون شدند * نايد ز تار زلف ترا سر به چين فرو آيين كفر و سجدهء بت نيز عالميست * زاهد چه رفته اين همه در فكر دين فرو فياض حاصلى ندهد بهر اين حيات * رفتن به بحر غصّه و غم اين‌چنين فرو

658

بيا اى عيش مشرب ناله‌اى از ساز غم بشنو * شنيدى نغمهء عشرت نواى درد هم بشنو زبان خامشى را مطرب بزم فنا كردم * نواى نيستى هر لحظه با گوش عدم بشنو دمى انگشت بر لب زن سفال بزم مستان را * پس آنگه تا قيامت طعنه‌هاى جام جم بشنو چسان حيرت نيفزايد كه با من عشق مىگويد * كه با گوش حدوث اين نغمه از ساز قدم بشنو تمام عمر بىپايان به گرد كعبه در طوفند * بيا در كوى عشق آواز پاى بىقَدم بشنو چو با زاهد نشينى پنبه‌اى در گوش هستى نه * ز منع عاشقى هرچند پر گويد تو كم بشنو دل آزادان چه محرومند از فيض گرفتارى * بيا اين ناله گر خواهى ز مرغان حرم بشنو اگر خواهى كه گوش رغبت از هر نغمه بربندى * ز شست نازنينان نالهء تير ستم بشنو الا اى آنكه گوش رغبت درد آشنا دارى * شنيدى ناله‌اى از هركس از فياض هم بشنو

659

آن ناز و آن كرشمه و آن چشم و آن نگاه * خود گو چگونه دارم دل در ميان نگاه رشك آيدم مباد نشيند به روز من * هرگه كه مىكنى به سوى آسمان نگاه در جلوه بس كه چشم جهانى به سوى اوست * وقت نظاره گم شود اندر ميان نگاه
ديوان فياض لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 327 | عبد الرزاق اللاهيجي / ابو الحسن پروين پريشان زاده