كشيد گوشهء دامن ز ما ولى در حشر * چو خون كشته بود دست ما و دامن او
سپهر كام دل من نداد و مىترسم * كه دود ناله برآرد دلم ز خرمن او
چو شيشه هركه تنكظرفيى كند در بزم * به قول مفتى خم خون او به گردن او
به ذوفنونى فياض اعتبارى نيست * اگرنه شيوهء عشق و جنون بود فن او
653
اى سرو پاى بستهء سرو روان تو * وى غنچه دل شكستهء كنج دهان تو
ايمان شكست يافتهء كفر طرهات * زنّار تاب خوردهء موى ميان تو
گل گل شكفت عارضت از نشئهء شراب * از جوى شيشه آب خورد گلستان تو
دارد ز ذوق چشمهء حيوان دهن پرآب * تا گفتهام به خضر حديث دهان تو
در دودمان عشق همين بلبلست و بس * اى دوست جان نالهء فياض و جان تو
654
چون موكشان به گلشنم آرد هواى تو * در پاى گلبن افتم و ميرم براى تو
مرغ ز دام جسته در آرم دگر به دام * جان به لب رسيده كنم چون فداى تو
گو قطرهء كرم مفشان ابر نوبهار * دامن به ديگرى نگشايد گداى تو
دور از تو چشمخانه تهى كردهام ز نور * حيفست ديگرى بنشيند به جاى تو
گر در شكست خاطر مايى دريغ نيست * اى خونبهاى خاطر عاشق رضاى تو
دست نگار بسته به چشمم بكش ببين * رنگينترست گريهء من يا حناى تو
خونم حلال بر كفت آن دم كه من ترا * بوسم دو دست و بىخبر افتم به پاى تو
چون شعله برفروز كه پروانهوار من * گرد سر تو گردم و گردم فداى تو
اى دل مروتى نه و رحمى نه چند و چند * گريى تو از براى من و من براى تو
روپوش گريه خندهء بى جا چه مىكنى * بر قهقه تو خنده زند هاىهاى تو
فياض شست آن مژه بوسيد تير ناز * گر ديرتر رسى به سر وعده واى تو
655
از گل آوازهاى شنيدى تو * آنچه من ديدهام نديدى تو
عالمى را ز نكته پر كردم * كاش يك نكته مىشنيدى تو
مردم از حسرت تو و شادم * كه به اين آرزو رسيدى تو
لوح بر كف چه مىنهى اى ماه * تخته بر روى خور كشيدى تو
گفتمى شمهاى ز درد دلم * گر به اين درد مىرسيدى تو
چند نالى به هرزه اى بلبل * پردهء گوش گل دريدى تو