تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان فياض لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
غبار جبهه‌سايى نيست رخسار نيازم را * به اين لب‌تشنگيها نازپروردست شمشادم مريد عشق و پير عقل اگر باشم عجب نبود * كه خاك راه استرشاد و آب روى ارشادم نشان نادادن كامست مقبولان اين در را * چه گويم شكر اين طالع كه نشنيدند فريادم مرادات دو عالم را دو عالم شكر مىبايد * به شكر نامرادى مختصر كردند اورادم وفا خاصيتى دارد كه بىخواهش نيازارد * نرنجم نازنين من اگر كم مىدهى دادم به حاصل دامن افشاندن رعونت بار مىآرد * به جرم آنكه چون گلبن نيم چون سرو آزادم به شكر تيره‌بختى گر زبان فرسايدم شايد * ز بخت تيره آن خالم كه بر رخسار ايجادم شكوه حسن مىگويد كه فرهادست پرويزم * غرور عشق مىگويد كه پرويزست فرهادم قبول عشق را نازم كه با مشكل‌پسنديها * زياف « 1 » آيد جياد « 2 » عقل پيش طبع وقادم به مشتى دين و دل شايد مرا هم دسترس باشد * ولى اين خانه‌آبادان نمىخواهند آبادم دل از ميل طبايع وحشت انديشست دانسته * به الفت مىفريبند آشنارويان اضدادم شبم فياض در رؤيا به فكر اين غزل افكند * روانش شاد بادا آنكه پيرم بود و استادم

526

بسى بگريستم كان شوخ را تندى ز خو بردم * ز سيل گريهء بىاختيار آبى به جو بردم به تحريك هزار انديشه آه نارسايى را * ز سينه تا به لب آوردم و آخر فروبردم متاع دين و دنيا را نبود آن اعتبار آخر * براى خاك كويش تحفه مشت آبرو بردم شدم خواهى نخواهى عاقبت قربان ناز او * بسى برد از من او ليكن من اين نوبت ازو بردم نهادم عاقبت فياض بر دل بار بدنامى * به دوش خويش تا كوى ملامت اين سبو بردم

527

غلط كردم دلت را با ترحم آشنا كردم * ستم كردم به ناكامى ، به محرومى جفا كردم هزاران شيوه در جور و جفا در جست خوبى را * چه بد كردم ترا با خويش سرگرم وفا كردم نگه ناكردنش فرصت به دستم داده بود امشب * تغافل گوش تا مىكرد عرض مدعا كردم سخن كوتاهيى مىكرد در تقرير مطلبها * شكستم ناله را در سينه صد مطلب ادا كردم شبم در گريهء بىطاقتى صد بار در خاطر * گذشت از پيش من نفرين‌كنان و من دعا كردم به گام شوق بىطاقت نهادم سر به پاى او * نمىدانم چها كرد اضطراب و من چها كردم فشاندم دامن آهى به شمع خلوتم امشب * بذوق بىكسىها سايه را از خود جدا كردم سبكتر گشتم از خود هر قدر افتاده‌تر گشتم * درين افتادگيها سير معراج فنا كردم
هامش
( 1 ) - زياف ( ج زيف ) ، درم ناسره و ناروا . ( 2 ) - جياد ( ج جيّد ) ، سره و نيك .
ديوان فياض لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 287 | عبد الرزاق اللاهيجي / ابو الحسن پروين پريشان زاده