تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان فياض لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
تا از ره اوفتادم خلق از پيم فتادند * توفيق گم شدن كرد بر من سفر مبارك وقف خرام خسرو بوم و بر شكر شد * بر جلوه‌هاى شيرين كوه و كمر مبارك بخت هنروران را جز تيرگى شگون نيست * اقبال بخت و طالع بر بىهنر مبارك آسودگان منزل امن‌وامان نشستند * بر ما كه رهروانيم عيد خطر مبارك از پاره كردن جيب بىطاقتى خجل شد * اين رخنه‌هاى بيداد هم بر جگر مبارك تا هستى تو باقيست محرومى از وصالش * در شير غوطه خوردن هم بر شكر مبارك فياض را چه دانند قدر اين مذاق تلخان * در هند طوطيان را اين نيشكر مبارك

496

بتابم روز از بىتابى اشك * نمىخوابم شب از بىخوابى اشك شب عيد وصالت همچو طفلان * كنم گلگون لباس آبى اشك بود بر ياد عنّاب لب او * تبسم‌گونهء عنّابى اشك به بال اضطراب دل زند پر * به مژگان جلوهء سيمابى اشك چراغ خلوت شبهاى من بس * طلوع چهرهء مهتابى اشك ز جوى ابر خونِ دل خورد آب * بهار گلشن شادابى اشك ز گريه در جگر فياض خون نيست * منم لب‌تشنه از سيرابى اشك

497

چون كند ميل سوارى در قباى نيم‌رنگ * دشت را گلگون كند از جلوه‌هاى نيم‌رنگ پرتو آن روى گلگون سبز رنگين مىكند * ماه من هرگه كه مىپوشد قباى نيم‌رنگ در چمن برقع برافكندى و قدر گل شكست * داشت سير امشب ز بلبل ناله‌هاى نيم‌رنگ اشك گلگون‌تر شود از نارساييهاى آه * باده رنگين‌تر نمايد در هواى نيم‌رنگ مضطرب پيچيده از بس ناله‌ها در بيستون * مىرسد در دل هنوز از وى صداى نيم‌رنگ شعله در شوخى ندارد از شكست رنگ باك * جلوه رنگين مىنمايد در قباى نيم‌رنگ گر پرد فياض رنگ از روى اشكم دور نيست * خوب مىافتد به پاى او حناى نيم‌رنگ

498

اى شده سر تا به پا چو گلبن پرگل * طرهء دستار كرده دستهء كاكل كار كمر تنگ كرده تاب كمربند * طرف كله بر شكسته طرز تغافل خنده برانگيخته ز لعل چو غنچه * ژاله برآميخته به چهرهء چون گل برگ سمن سبز كرده طرف بناگوش * چشمهء خضر آب داده سبزهء سنبل زلف به ابطال امتناع تناهى * خم بخم اثبات كرده حكم تسلسل