تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان فياض لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
رام با ديوانه مىشد پيش ازين آهو ولى * رم نمودنهاى آهويى مرا ديوانه كرد كاش از يك تار مو تدبير زنجيرم كند * آنكه از هريك سر مويى مرا ديوانه كرد من كجا و طاقت اين گريه‌هاى هاىهاى * وه كه از بىطاقتى هويى مرا ديوانه كرد با گل وصل بتان چشم آشنايان ديگرند * زين مى هوش‌آزما بويى مرا ديوانه كرد بىكشش كوشش طريق رهروان كعبه نيست * اندرين وادى تكاپويى مرا ديوانه كرد بيستون عشق كندن پيشهء هر تيشه نيست * امتحان دست و بازويى مرا ديوانه كرد كو بكو فياض گشتم گرچه پر همراه عقل * عشق آخر در سر كويى مرا ديوانه كرد

290

تا ذوق نوا بر لب من جوش برآورد * هرجا سر خاريست ز گل گوش برآورد از ذوق بغل گيرى آن قامت رعنا * هر مو به تنم چون مژه آغوش برآورد آن شعله كه در طور به موسى بنمودند * آخر سر از آن طرف بناگوش برآورد جز اينكه بجز ياد تو در ياد نداريم * از ياد تو ما را كه فراموش برآورد بىطاقتى آخر ز دل اين راز نهان را * فرياد كنان از لب خاموش برآورد يك عمر سبك‌جوشى اين بادهء زورين * خم را ز گران‌بارى سرپوش برآورد يك دم ننشينم ز تكاپوى تو فياض * تا خون دلم از كف پا جوش برآورد

291

تا نكتهء رنگين ادا جوش برآورد * خون در رگ انديشهء ما جوش برآورد ناپختگيى داشت جنون پيشتر از ما * اين باده به خمخانهء ما جوش برآورد هر موى جدا بر تنم آراسته باغيست * ياد تو ز هر موى جدا جوش برآورد پيغام تو هر موى من از داغ برآراست * شاخ گلم از باد صبا جوش برآورد با آنكه ز كافر منشى زخم بخوردم * خونم ز مزار شهدا جوش برآورد بىتابم و آتش به ته پاى ندارم * اين ديگ ندانم ز كجا جوش برآورد با آنكه نخوردم ز كسى نيش چو فياض * خون گله‌ام از مژه‌ها جوش برآورد

292

شكستن رنگ از جانم برآورد * جگر از زير دندانم برآورد چه گويم شكر درد او كه اين درد * ز زير بار درمانم برآورد چه حسرت بود يا رب اينكه امشب * دمار ناله از جانم برآورد غمش كردم نهان ناگاه طاقت * سر از چاك گريبانم برآورد ز يك بىطاقتى آه سيه‌رو * ز دل صد راز پنهانم برآورد
ديوان فياض لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 216 | عبد الرزاق اللاهيجي / ابو الحسن پروين پريشان زاده