تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان فياض لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧

111 [ دستگاه حسن ليلى گوشه‌اى از كار تست ]

دستگاه حسن ليلى گوشه‌اى از كار تست * جلوهء شيرين فرامش كردهء رفتار تست نقش خط بر آب بستن را تو پيدا كرده‌اى * سبزه از آتش برآوردن گل رخسار تست كلبهء تاريك عاشق روشن از خورشيد نيست * آفتاب تيره‌بختان سايهء ديوار تست جذبهء شوق زليخا را رسن كوتاه نيست * يوسف او چه نشين از گرمى بازار تست كشتهء تيغ غمت را امتياز ديگرست * هر كه زخم كاريم را ديد گفت اين كار تست در علاج دل مسيحا را دوا در دست نيست * صحت بيمار ما از نرگس بيمار تست فكر كس فياض در طرز سخن معجز نبود * اين گل انديشه جايش گوشهء دستار تست

112 [ سوداى تو از جان وفاكيش نرفتست ]

سوداى تو از جان وفاكيش نرفتست * داغت ز دل بيهده‌انديش نرفتست سيلاب فنا برد گر اسباب دو عالم * چيزى بدر از كيسهء درويش نرفتست زاهد نكند ترك جگر كاوى مستان * حق بر طرف اوست كه از خويش نرفتست سعى همه تا منزل يأسست درينجا * زين مرحله يك گام كسى بيش نرفتست فياض مزن نيش دگر بس كه هنوزم * از كام جگر لذت آن نيش نرفتست

113 [ تنها نه ديده‌ام به رخ نازنين تست ]

تنها نه ديده‌ام به رخ نازنين تست * هرجا كه مىروى نگهى در كمين تست هنگامه گرمى يد و بيضا ز ياد رفت * امروز دست معجزه در آستين تست احياى رسم معجز جان‌بخشى مسيح * موقوف يك تبسم سحر آفرين تست خورشيد در شكنجهء فتراك داشتن * دربند زلف خم بخم چين به چين تست فياض كام جو ز پريچهرگان فكر * ملك خيال يكسره زير نگين تست

114 [ نه ز ابرش خبر و نه ز بهارش يادست ]

نه ز ابرش خبر و نه ز بهارش يادست * ملك دل ز آب دم تيغ ستم آبادست دستگيريش بجز تيشه درين راه نبود * عاشقان رحم به بيچارگى فرهادست نقش شيرين اگر از موى نگارد شاپور « 1 » * كوه‌كن تيشه به دستش قلم فولادست سر مو عيب ندارد خط جان‌پرور دوست * مىتوان يافت كه مشق قلم استاد است مىتوان گفت اگر كفر نباشد فياض * نقطهء بخت تو سهو القلم ايجادست
هامش
( 1 ) - شاپور - ق 17 / 4 .