93 [ ما به اين بىاعتبارى مهر سرگردان ماست ]
ما به اين بىاعتبارى مهر سرگردان ماست * با هزاران ديده هر شب آسمان حيران ماست
با وجود آنكه مُهر از نامهء ما برنداشت * هيچ مكتوبى ندارد آنچه در عنوان ماست
بر سر خوان هوس عمريست مهمان خوديم * خوان رنگارنگ حسرت نعمت الوان ماست
از پى تحصيل خون دل هزاران غم خوريم * ميزبان حسرتيم و آرزو مهمان ماست
گرچه ما در تنگناى ديدهها موريم ليك * آنچه در وى وسعت دنيا نگنجد شأن ماست
گرچه عمر خويش در باطل بسر برديم ليك * حاصل كون و مكان حسرتكش بطلان ماست
دشتپيمايى نمىدانيم چون مجنون ولى * آنچه صحرا را نيارد در نظر دامان ماست
دامن وصل نكويان دادهايم از دست ليك * آنچه دستاويز هجران بوده هم دامان ماست
گرچه وصلش فكر بىسامانى ما را نكرد * ليك دايم هجر در فكر سر و سامان ماست
دوش دل را سوخت شيرينى مگر وصل تو بود * مىكشد امروز اين تلخى مگر هجران ماست
گر به گردون مىرسد فياض را سر دور نيست * قدردانيهاى عهد خان عاليشان ماست
94 [ گل بىرنگ عشق چيدهء ماست ]
گل بىرنگ عشق چيدهء ماست * ساغر زهر غمكشيدهء ماست
رخش امّيد تا بكى تازيم * وحشى مدعا رميدهء ماست
خاطرش از طرب مرنجانيد * اى دل و ديده غم رسيدهء ماست
آنچه ز اسباب عيش مانده به ما * آرزوى به خون طپيدهء ماست
در ره عشق هركجا بينى * نقش پاى سر بريدهء ماست
داده از خاك پاى يار نشان * منّت توتيا به ديدهء ماست
زيب تابوت ما شود فياض * هر گل حسرتى كه چيدهء ماست
95 [ در عشق تو ناله پيشهء ماست ]
در عشق تو ناله پيشهء ماست * گريه وِرد هميشهء ماست
از يك نگهش ز دست رفتيم * چشم تو هزار پيشهء ماست « 1 »
تا شيشهء دل زديم بر سنگ * هرجا پَريى به شيشهء ماست
بىريشه شديم سبز ليكن * هرجا نخلى ز ريشهء ماست
صد كوه به نيم ناله كنديم * اين معجزه كار تيشهء ماست
هامش
( 1 ) - هزارپيشه ، هزار بيشه ، صندوقچهاى كه داراى خانههاى متعدد باشد ، هر وسيلهاى كه به درد كارهاى متعدد بخورد .