شستهام تا دفتر تعليم را آسودهام * هست دانش آفتاب و سايه نادانى مرا
كثرت و خلوت ندانم بس كه مدهوش توام * از وجود غير فارغ كرده حيرانى مرا
در لباس ابر بهتر مىتوان ديد آفتاب * در نظر پوشيدهتر كردست عريانى مرا
دشمنى با اهل اسلامم نه كافر دوستيست * ننگ مىآيد عزيزان زين مسلمانى مرا
نه ز طاعت برتوانم خورد و نه از معصيت * هرچه كشتم بار مىآرد پشيمانى مرا
ما اسيران غم از يك جيب سر بر كردهايم * كرد طوق فاخته آخر گريبانى مرا
آرزوى وصل پيش و بيم هجران در قفا * از دو جانب مىكند عشقت نگهبانى مرا
دهر اگر باشد زليخا من چو يوسف نيستم * پس چرا بىجرم عصمت كرده زندانى مرا
خودنماييها حجاب چهرهء مقصود بود * صد در دانش گشود اظهار نادانى مرا
خدمت مخدوم اصفاهانىاى فياض كاش * در هواى خود كند چندى صفاهانى مرا
50 [ بيا ساقىّ و آتش در زن اين زهد ريايى را ]
بيا ساقىّ و آتش در زن اين زهد ريايى را * چو زاهد تا بكى سازم بت خود پارسايى را
به كاه عشق كوهى برنيايد زور بازو بين * كه چون با ناتوانى مىكند خيبرگشايى را
سبك پروازتر در اوج همت هركه فارغتر * به جاى بالوپر دارند مردان بينوايى را
به لاف دانش از كشف حقايق عقل مىنازد * گلى بر سر بهست از صد گلستان روستايى را
به استغنا ز مردم دستمزد عشوه مىخواهد * به نام پادشاهى مىكند زاهد گدايى را
نجات عشق در سرگشتگى باشد نمىداند * درين دريا بجز باد مخالف ناخدايى را
به تن بيجاست نام آدميت كار جان دارد * ز نى آوازه و باشد نفس در رنجنايى را
ترا گر شيوه غير از بندگى باشد خدا داند * كه بر ذات تو تهمت مىتوان كردن خدايى را
نزاكت چون شكر فياض جوشد از نى كلكم * رسانيدم به جاى نازكى نازك ادايى را
51 [ جدا از دوستان در مرگ مىبينم رهايى را ]
جدا از دوستان در مرگ مىبينم رهايى را * براندازد خدا بنياد ايام جدايى را
درين كشور رواج سست عهدى از تو پيدا شد * به نام خويش كردى سكه نقد بىوفايى را
دم سرد غرضگويان ز صرصر باج مىگيرد * خدا روشن نگه دارد چراغ آشنايى را
تو چون پامال كردى ليك ترسم تا ابد ماند * ز خونم تهمتى در گردن آن دست حنايى را
بهآسانى نيايد شاهد عصمت در آغوشم * دو عالم دادهام كابين عروس پارسايى را
بلا باشد بلا شهرت گرت در ديده جا سازند * از آن بر توتيايى برگزيدم خاكپايى را
بدين زودى عجب گر وصل او گردد نصيب من * كه من از راه دورى ديدهام اين روشنايى را
نمىسازى به من تنها نيايد خود وفا از تو * نگهدار از براى ديگران هم بىوفايى را