تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان فياض لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
تكيه بر لطف تو كردم گام بىرخصت زدم * آب شرمم از حيا صحرا بصحرا ريخته سايه پرورد ترا دورى و نزديكى يكيست * هست هرجا نور مهر عالم آرا ريخته رو به درگاه تو دارد آبرويم عاقبت * قطره هرجا مىفتد باشد به دريا ريخته تا بود اهل هنر را آبروى علم و فضل * بر در ارباب دنيا بىمحابا ريخته مرجع اهل هنر باشى و تا روز جزا * آبرويم جز بدان درگه مبادا ريخته

35 در مدح شاه صفى

[ شكر كه گرديد ز لطف خداى ]

شكر كه گرديد ز لطف خداى * تخت مقام شه فرمانرواى شاه جوان طالع بيدار بخت * صفدر دريا دل كشورگشاى خسرو جم حشمت گردون شكوه * داور مه‌طلعت خورشيد راى وارث تخت جم و تاج كيان * حارس ملك خود و دين خداى شاه صفى آنكه ز اقبال اوست * قاعدهء سلطنت و دين به‌پاى ديدهء شرع از رخ او نورگير * آينهء دولت ازو با صفاى كرد چو بر تخت سعادت قرار * يافت چو بر مسند اقبال جاى داد فروغ رخ اقبال او * ديدهء يعقوب جهان را ضياى تاج شد از ميمنتش سرفراز * تخت شد از مقدم او عرش‌ساى تاج به پرواز درآمد ز شوق * تا به سرش سايه كند چون هماى تخت روان شد پى پابوس او * چرخ زنان گشت ز شادى لواى سكه چو نامش همه عالم دويد * تا برد اين مژدهء فتح انتماى « 1 » در همه گوشست كنون اين سروش * بر همه لبهاست كنون اين نواى نقش نشسته‌ست درم را كه يافت * از شرف نام خوشش رونماى تيغ جهانگيرى او بر ميان * تخت جهاندارى او بر سماى از ره عزت به پر تير او * فال سعادت زده بال هماى رخش جهانده به فلك چون نگاه * صيت رسانده به ملك چون دعاى سكه ز نامش به جهان روشناس * خطبه ز اسمش به زبان آشناى
هامش
( 1 ) - انتما ، انتساب ؛ فتح انتما ، منسوب به فتح .
ديوان فياض لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 124 | عبد الرزاق اللاهيجي / ابو الحسن پروين پريشان زاده