مرغ فارغبال را ذوق گرفتارى كند * دلنشينتر ز آشيان خويش چنگال عقاب
نيش گردد آب خوش با زهر قهرش در مذاقَ * نوش گردد زهر مار از التفاتش همچو آب
نه فلك در كشتى اقبال او يك بادبان * وز كف دريا نهادش هفت دريا يك حباب
يك شرر از شعلهء قهرش جحيم هفت در * يك چمن از گلشن لطفش بهشت هشت باب
آب تيغ برق آسايش ز جوى ذو الفقار * زور بازوى توانايش ز صلب بو تراب
رايت نصر من اللّه قصر قدرش را ستون * خيمهء اجلالش از حبل المتين دارد طناب
چوب دربانش صُداع چرخ را صندلفروش * بار احسانش جياد « 2 » خلق را مالك رقاب
شاه بيت قدرش از تركيب گردون منتخب * مطلع اقبالش از ديوان خورشيد انتخاب
آفتاب از سايهء او نور مىگيرد به وام * آسمان از پايهء او مىكند قدر اكتساب
در نهاد كوه سهم او درآرد زلزله * وز دل سيماب لطف او درآرد اضطراب
پرتو مهرش دلافروزست چون برق اميد * شعلهء قدرش عدو سوزست چون تير شهاب
او نبود اول كه شاهان جهان را نام بود * جلوهء انجم بود پيش از طلوع آفتاب
ابر لطفش گر ببارد قطرهاى در گلستان * تا ابد ديگر نيابى تلخكامى در گلاب
تا ابد بىخانمانى شد نصيب جغد و بس * بس كه عدلش در جهان نگذاشت جايى را خراب
عقل پيرش داده ايزد در سر و بخت جوان * دولتش در عهدهء خود كرده كار شيخ و شاب
گشته از بيم سياستهاى ضبط دولتش * تا كتان ظلم را گرديده عدلش ماهتاب
سركشيها پايبند زلف محبوبان چو چين * گوشهگير چشم خوبان فتنهها مانند خواب
تيغ در دست جهانگيرش چو در درياست موج * جلوه بر بالاى رهوارش چو بر چرخ آفتاب
چون سمند نيلگون در زين كشد بس درخورست * كهكشانش جاىِ تنگ « 3 » و ماهِ نو جاىِ ركاب
حبّذا خِشتى كه از نرمى چو آيد در خرام * مىتواند همچو موج آيد روان بر روى آب
شوخوش چابك روش ليلىمنش عذرا خرام * كاكلافشان موپريشان كمدرنگ و پرشتاب
چرخ پيكر مهر منظر ماهرو دريا خروش * آسمان جنبش ستاره گردش آتش اضطراب
آب را ماند كه از آتش نمىيابد مهيب * باد را ماند كه از دريا نمىگيرد حساب
زلف يال از دلفريبى گيسوى پرتاب حور * چترِ دُم در جانفزايى دستهء سنبل بتاب
در لباس جلوه رنگين همچو طاوس خيال * در يراق گوهر آيان چون عروس بىنقاب
شوخيش در دست و پا چون شعله در دست نسيم * تنديش در رگ چو زور نشئه در موج شراب
مىدود هموارتر از رنگ مىبر روى يار * مىجهد آسانتر از مژگان عاشق ميل خواب
زين عيان بر پشت وى چون كبك بر بالاى كوه * بر كتف زلف عنان چون طرهء پرپيچوتاب
هامش
( 2 ) - جياد ( ج جيد ) ، گردنها .
( 3 ) - تنگ ، تسمه و نوار پهنى كه به كمر دواب بندند .