محمد بن حسن صاحب الزمان كه بود * پر از مدايح خلقش كتاب خندهء گل
كند براى نثار شكفتهرويى او * صبا به صحن چمن انتخاب خندهء گل
رود ز خويش چو رنگ شكستهء عاشق * اگر تبسمش آيد به خواب خندهء گل
ز ذوق خندهء لعل لبش چه گل چيند * دلى كه تا به ابد شد خراب خندهء گل
چه خندهها كه زند آفتاب دولت او * به تر شكفتگى آفتاب خندهء گل
ز آب و تاب بهار شكفتهرويى اوست * شكفتن چمن و آب و تاب خندهء گل
به نسبت قدم او عجب مدان از خاك * كه باج سجده ستاند ز آب خندهء گل
به پاىبوس تو خواهد كه جان نثار كند * و گرنه چيست چنين اضطراب خندهء گل
پى شكفتگى بندگان حضرت تست * دعاى ته دلى مستجاب خندهء گل
ملال اگرنه نصيب مخالف تو بود * چراست اين همه زو اجتناب خندهء گل
نسب درست به لعل لب تو گر نكند * صبا حذر كند از انتساب خندهء گل
اگر به ياد تو باشد عجب مدان كه دهد * فلك به گريهء عاشق خطاب خندهء گل
تبسّم تو اگر پاى در ميانه نهد * چمن دگر نكشد بىحساب خندهء گل
ز غيبت تو چنان قحط سال كام دلست * كه عندليب نشد كامياب خندهء گل
بيا به خنده ده آب چمن كه بىتو نماند * ترشح مژهاى در سحاب خندهء گل
ز هجر روى تو گل در چمن نمىشكفد * بيابيا و برافكن نقاب خندهء گل
نديده چشم خرد در بهار شادابى * به غير لعل تو حاضر جواب خندهء گل
بهار معجزه شاداب از تبسم تست * چنان كه چهرهء گلشن ز آب خندهء گل
اگرنه وعدهء ديدار دولتت بودى * زكات ذوق ندادى نصاب خندهء گل
ز استوارى عهد تو تا ابد نرود * ز پاى گريهء بلبل خضاب خندهء گل
ز وصف غنچهء لعل تو فصل فصل پُرست * گذشتهام همه جا باب باب خندهء گل
خرد ز گلشن بزم تو منفعل برگشت * چمن نديده نياورد تاب خندهء گل
از آن زمان كه دلم در بهار حسرت تو * نهاد چشم چو بلبل به خواب خندهء گل
هنوز ناله لبِ ذوق خويش مىبوسد * چه نشئه داشت ندانم شراب خندهء گل
لب حسود ز زخم دلم چه مىپرسد * كه هست بىلب لعلت كباب خندهء گل
چه نسبتست به بلبل اسير عشق ترا * خراب گريه كجا و خراب خندهء گل
تبسمت جگر پاره مىكند پيوند * كتان درست كند ماهتاب خندهء گل
جهان به لطف تو محتاجتر كه بلبل را * بهار گلشن عشرت به آب خندهء گل
به رخش جلوه خوش آن دم كه تاختن گيرى * شكفتهروىتر از آفتاب خندهء گل
جهان ز نشئهء ديدار خويش مست كنى * چو ساكنان چمن از شراب خندهء گل
ديوان فياض لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 96
مساهمون: عبد الرزاق اللاهيجي
ص٩٦