تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان فياض لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥

24 در منقبت حضرت صاحب‌الامر و العصر ( عج )

[ كنون خوشست كشيدن شراب خندهء گل ]

كنون خوشست كشيدن شراب خندهء گل * كه شسته است چمن رو در آب خندهء گل كتان نالهء بلبل چه گل تواند چيد * ز برق شعشعهء ماهتاب خندهء گل به عهد گريهء دريا كشم چه مىراند * چمن سفينهء خود در سراب خندهء گل چمن طراز محبت به دست غم پرورد * نهال نالهء بلبل به آب خندهء گل كسى كه محرم عشقست و حسن مىداند * سؤال نالهء بلبل جواب خندهء گل چنين حيا زده رفتى به سير باغ و نداشت * رخ نزاكت شرم تو تاب خندهء گل بدل به گريهء بلبل شود اگر يك شب * تبسّم تو درآيد به خواب خندهء گل به نيم آه كه از سينه سركشد بىتو * فتد ورق ورق از هم كتاب خندهء گل گل شكفتگى غنچه وقف صبحدمست * به وقت صبح توان انتخاب خندهء گل من از خرابى و مستى همين‌قدر دانم * كه هست گريهء خويشم خراب خندهء گل به عمر كوتهيم زان كمال خرسنديست * كه بيم شيب ندارد شباب خندهء گل به عيش كوش كه عهد شباب مغتنمست * بسست نكته همين در شتاب خندهء گل به عمر كوته امل را نفس دراز مكن * قياس كار كن از اضطراب خندهء گل قدح به روى چمن كش كه مىشود ضامن * خطاى باده‌كشان را صواب خندهء گل عجب مدان كه به ديوان اجر محو كنند * گناه گريهء بلبل ثواب خندهء گل تو رمزياب نه‌اى ورنه در مجارى عمر * كنايه‌ها به تو دارد عتاب خندهء گل بهار را ز عمل عزل كرد و مىگيرد * خزان كنون ز گلستان حساب خندهء گل نگاه گرم بتان راست برق خرمن شرم * شكست گريهء بلبل حجاب خندهء گل ز شرم غنچه چمن داغ بود و بلبل داغ * تو آمدى و گشودى نقاب خندهء گل به باغ از پى تسكين دل شديم و شديم * هلاك نالهء بلبل كباب خندهء گل به اين ملال به سير گُلم چه مىخوانى * متاع چهرهء من نيست باب خندهء گل به گلستان دگر امّيد دلگشايى نيست * كه رفت عيش چمن در ركاب خندهء گل بياض شعر تو فياض از تبسم فيض * به بزم ما شده نايب مناب خندهء گل ولى تبسمش آنگه شود به خنده بدل * كه مدح شاهش بخشد نصاب خندهء گل امام مشرق و مغرب كه مىتواند داد * تبسم لب لعلش جواب خندهء گل
ديوان فياض لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 95 | عبد الرزاق اللاهيجي / ابو الحسن پروين پريشان زاده