رسوم و علوم آدابى و آنها كه طالب اجر و ثوابند و از خداى تعالى بهشت مىطلبند .
و اين قسم را انسان حيوان بدان جهت مىخوانند كه در پى حظّ خود سعى مىكنند و منتهاى همّت ايشان نعيم بهشت است . و اما انسان انسان آنانند كه مطلب ايشان غير خدا نيست و اين قسم را از آن انسان انسان مىخوانند كه نسبت ايشان به قسم اوّل نسبت قسم اوّل است با سائر حيوانات « و الانسان سرّى و انا سرّه » اشاره به اين قسم است . و اين قسم باز بر دو قسمند : اهل معاملات و ارباب حقائق امّا اهل معاملات به صرف رياضات شرعيه و كثرت طاعات و كسب ملكات و ملازمت اركان خمسه و متابعت تامّه حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم - بر طريق عزيمت به مطلب مىرسند و اركان خمسه در اين بيت است :
صمت و جوع و سهر و عزلت و ذكر بدوام * ناتمامان جهان را بكند كار تمام
و اما ارباب حقايق با وجود اين رياضات و اعمال در پى تحقيق مراتب وجود و حقايق اشياء مىكوشند بر وجه كشف و عيان . و انسانيت نزد صوفيه مطلقا عبارت است از جامعيت مراتب الهى و كونى ، اجمالا يا تفصيلا . و حقيقت انسانى نزد خواص اهل حقايق عبارتست از الف ارادهء اوّلى كه مفتاح اوّل و آخرست . و اين الف را جريدهء وجود و « الف انسانى » مىگويند كه اين برزخ است ميان وجود و عدم ، و غيب و شهادت ، و ذات و شئون ، و وجوب و امكان . و اين الف مركب است از چهار نقطه كه نقطهء اوّلش مظهر عالم لاهوت است و دوّمش ممتد عالم جبروت و سوّم منشأ عالم ملكوت و چهارم مركز عالم ملك . و از اين الف به اعتبار نقطهء اوّلى به حق و حقيقة الحقائق و وجود مفاض و نفس الرحمن « 1 » و رحمت امتنانى و امثال اين تعبير مىكنند . و وجود مفاض عبارت است از وجود عام كه به اعتبار وجود بودنش پرتو ذات است ، و به اعتبار عموم ، مظهر شئون ذات . و اين شئون ، حقايق صفاتند كه چون ذات وجود با آن صفات ملحوظ شود ، عالم اسماء به ظهور آيد ، و متعلقات
هامش
( 1 ) . مج : نفس .