و افعال و آثار ، رغبت نماى و بگوى « كلّمينى يا حميراء » « 1 » تا حال تو در مقام خاص تو داير باشد بين النسبتين و غلبهء هيچ كدام تو را از تعيين احكام ديگرى باز ندارد و هميشه برزخيّت حقيقى خود را برپاىداشته باشى و به اطلاق خود باقى بوده ، مقيد به احد الطرفين نشوى . پس در آن واحد با هر دو باشى .
« وَ اللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَ هُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ »
« 2 » .
اكنون چون قطرهاى از بحر محيط تأويل اين دو سوره كريمه بر ساحل بيان و اقتصار مترشّح آمد ، وقت آن شد كه جبههء انسانيت از زير عمامهء عموم كشف خصوص يابد ؛ و منه الاستعانة و التوفيق .
بدان - ايدك الله تعالى و ايّانا بتوفيق التحقيق - كه هريك از علما و حكما و صوفيه انسان را به عنوانى فراگرفتهاند مطابق مرتبهء خود در انسانيت .
اما علما پس نزد ايشان انسان عبارت است از اين افراد موجوده ليكن در اين افراد دو جهت ملحوظ است : يكى - شكل انسانى و ديگر انسانيت - اما شكل انسانى يكى از اشكال حيوانيت است كه فىالجمله امتيازى از ساير اشكال دارد به لطافت و اتقان آلات و زيادتى و احساس . و اما انسانيت عبارت است از استعمال نفس ناطقه مر قوهء عاقله را در علم و عمل . و افراد انسان به حسب انسانيت بر سه قسمند : ادنى و اوسط و اعلى . اما ادنى آنانند كه رعايت معاش و رسوم و آداب دنيوى بر ايشان غالب است و از امور دينى به تقليد در ضروريات و اقل واجب اكتفا نمودهاند و اينها مرجوّالنجاةاند . و اما اوسط آنانند كه رعايت معاد بر ايشان غالب است و از رسوم و آداب دنيوى نيز بهرهء وافر دارند و اوقات خود را به كسب علوم عقلى و نقلى صرف مىنمايند و از مستحسنات تمتع مىگيرند و از مستقبحات اجتناب مىنمايند و مسلك ايشان در امور دينى طريق استدلال عقل است و متابعت ظاهر شرع . و اما اعلى آنانند كه زهد و عبادت و اخلاق حسنه بر اواسط مىافزايند و از معاش دنيوى و رسوم و عادات ، آن مقدار كه مدد زندگى و طاعت
هامش
( 1 ) . المحجة البيضاء ، ج 5 ، ص 179 .
( 2 ) . احزاب ، 5 .