حاضر بودند و قبول اين قول فرمودند و بالضروره بقيه از روى طوع متابعت نمودند و بدان نيت فاتحه خواندند . همان لحظه بر بيمار اثر شفا ظاهر شد و به اندك وقتى لباس عافيت پوشيده ، به دكان همّت نشست و متاع اشفاق و بذل را به من يزيد بيعوشراى دنيا و آخرت درآورد و مدت دوازده سال ديگر به طريق اتمّ اين معامله مشروط بود و چون اين معنى او را صورت نيست ، الا از شفقت « 1 » و بذل . پس اميدوارى چنان است كه حق تعالى اين محط رحال امانى و آمال و معدن جود و افضال را كه همواره كفش غيرت كف بحر است لفظش رشك اقصاى مهر و شرائط بذل و افضال و سخا به اتمّ وجوه در عملش مندرج است و فوائد متنوعه را التفاتش متضمن ، ايام متضمن بقاى دولتش با بقاى دولت ايام هم عنان سازد و اجب اللهم بجودك و كرمك فان ذلك عليك يسير و انت بالاجابة جدير .
الفقرة التاسعة [ مقصد اصلى از علم و عمل حصول كمال است در نشئهء اخروى ]
چون از سوابق كلام به ظهور پيوست كه شرف انسان به فضيلت علم و عمل است و به طريق اجمال اصل اعمال ذكر يافت ، تكملة للكلام بر صفحهء اعلام رقم مىزند كه مقصد اصلى از علم و عمل حصول كمال است در نشئهء اخروى . چه نفس آدمى بهواسطهء هر عملى در او صفتى ثابت مىشود و به اعتبار آن وصف اسمى مىيابد و از روى آن اسم به كمالى ظهور مىكند . مثلًا شخصى را كه بينند فارغ نشسته بر او به هيچ صفت حكم نمىتوان كرد و چون كتابى برداشت و به مطالعه مشغول شد ، در او صفت خوانندگى و دانش ثابت شد و به اسم دانا موسوم گشت و به اين كمال معروف شد و موجب ترقى « 2 » درجات او مىشود . « 3 » و از كلام فقهاى غواص كه از تلامذهء حضرت سليمان - على نبينا و عليه السلام و الصلاة - منقول است كه :
هامش
( 1 ) . اساس : از شفقت و بذل اللهم .
( 2 ) . مج : موجب باقى درجات .
( 3 ) . مج : و در كلام امام على بن ابى طالب - عليه السلام - آمده .