تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل دهدار ( فارسى ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
بيضه به جهت خود انتخاب نموده به منزل فرستاد و به جهت رفيق خود رعايت انتخاب ننموده مرسول داشت ، چون اين به يادش آمد فى الفور اعتراف به گناه نمود تائب شد و از شريك استحلال نمود به شرط آنكه اگر علامت قبول توبه ظاهر شود ، اظهار جدايى ننمايند و با يكديگر به طريق سابق مشاركت مرعى دارند . پس با هم به دكان رفته ملاحظه نمودند كه موران كه دانه برداشته بيرون مىبردند ، در اثنا بازگشته متوجّه اندرون شدند ، چون اثر قبول يافتند به رفاقت تأكيد عهد به استقبال مشاركت شتافتند و در قضاى حوايج درماندگان سعى زياده نمودند و ابواب مزيد اشفاق بر روى محتاجان گشودند ، تا به حدّى كه سلطان يعقوب كه پادشاه وقت بود . بنا بر ضرورتى قبل از هنگام طلب از رعايا مال طلب نمود و اين معنى بر ضعفا گران بود اعيان ملك براى رفاهيّت خلق به اين دو بختيار موفّق تكليف قرض دادن نمودند كه مبلغ سيصد تومان بدهند و هنگام حصاد زرع بازگيرند . از آنجا كه تأييد توفيق الهى بود ايشان گفتند كه بىسمت كه قرض اين مبلغ را مىدهيم ، مشروط به آنكه از سلطان درخواهند كه من بعد اين قسم تكليفى بر رعايا نفرمايد . و چون سلطان بر اين معنى عهد فرمود ، ايشان از عهدهء « 1 » اداى وجه معين بيرون آمدند و احوال رعايا به حسب حال و استقبال به رفاهيت مقرون شد . پس به مقتضاى قضاى ايزدى يكى از اين دو شريك را « 2 » بيمارى ، عارض شد و به مرتبه [ اى ] رسيد كه اطبا قطع نظر از تأثير علاجات نمودند و اين امر بر جميع مردم گران آمد . روزى به طريق عيادت دوازده نفر از اجلّهء علما و سادات وقت بر بالين او جمع آمدند و از آن جمله علامه دوانى بود و چون ملاحظه حال آن بيمار نمود ، فرمود كه اين خواجه « 3 » به وجودش بسيارى از مسلمانان آسوده‌اند و از رفتنش دلهاى مردم غم فرسوده ، پس اولى آن است كه ما همه « 4 » كه حاضريم ، هريك سالى از عمر خويش به دو هبه نماييم تا چندى ديگر خلق از او در راحت باشند . سيد العلماء امير صدر الدين محمد نيز
هامش
( 1 ) . مج : از اداى . ( 2 ) . اساس « شريك » را ندارد . ( 3 ) . مج : خارجه . ( 4 ) . مج : تمامه .