تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل دهدار ( فارسى ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
اما در دنيا ذريهء مرا گرامى مىداشت ، تو چرا قارى را از تلاوت منع نمودى ؟ و در اين موضع ضرورى است كه به طريق « 1 » تطفّل چند حرفى مذكور سازد . مخفى نماند كه بعضى از روى عدم علم به مضمون آيات قرآنى و احاديث نبوى استدلال به اين آيه مىنمايند :
« وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ »
« 2 » و حكم مىكنند كه قاتل مؤمن البته ملعون و مخلّد در دوزخ است ؛ و حال آنكه اين حكم به طريق اطلاق نيست ، بلكه مقيّد است به قيد حيثيت كه
« وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً »
من حيث أنه مؤمن
« فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ »
. و الّا لازم آيد آنچه لازم آيد . ديگر مستور نيست كه كريمهء
« إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ »
« 3 » در كلام مجيد تكرار يافته و مشعر است بر آنكه غفران غير مشرك در مشيت حق است و قدرت بر ارضاى خصما دارد و حكايت متخاصمين در حديث وارد است . پس حكم كردن بر كسى غير مشرك كه بر شرك نميرد به دوزخى بودن ، بىنص و دليل قطعى جهل است و دليرى ؛ بلكه و الله اعلم . زهى عطيه عظمى كه حق - سبحانه و تعالى - خواص بندگان خود را بدان مخصوص داشته كه هميشه قادرند بر تعظيم و تكريم و قضاى حوايج ذريهء طيّبهء رسول - صلّى اللّه عليه و على آله و سلم - و بدين سبب روح مطهّر آن حضرت - صلّى اللّه عليه و على آله و سلم - از ايشان راضى و خشنود است « 4 » ؛ سپاس بىقياس مر خداوندى را - جل ذكره - كه اين نوباوهء جاه و جلال را اين وصف به كمال است و از زلال محبت و تعظيم نبى و آل و ذريّه و اصحاب او كأس سفيده‌اش مالامال . اللهم اجعله موفقا لقضاء حوائجهم و ساعيا لإنجاح مآربهم .

الفقرة السابعة [ شفقت بر خلق الله ]

چون دبير خامه از انشاء جزء اول از « 5 » جزء مذكوره پرداخت ، در بيان جزء ثانيش
هامش
( 1 ) . مج : تغظه و رض : تعقل . ( 2 ) . نساء ، 14 . ( 3 ) . نساء ، 49 . ( 4 ) . اساس : خشنود است و لله الحمد الفقرة السابعة . و اضافه فوق از مج و رض است . ( 5 ) . اساس : خبر مذكور .