كليساى ترسايان بايد رفت . چون خادم بازگشته جواب را به سمع شيخ رسانيد ، فرمود كه هرچه آن بزرگ فرموده چنان كنيم . پس عنان مركب به صوب كليسا تافت اتفاقا روز يكشنبه بود و نصارا جميع بودند . چون شيخ متوجه كليسا شد ، همه استقبال كردند « 1 » و سر تعظيم فرود آوردند . شيخ به درون آمده ، متوجه صورتى كه در آنجا نصب كرده بودند شد و اين آيه از قرآن قرائت فرمود كه :
« أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَ أُمِّي إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ »
« 2 » پس آن صورت « 3 » را مخاطب ساخته ، گفت كه اگر دين محمّد - صلّى اللّه عليه و على آله و سلم - بر حق است ، از آنجا فرود آى . آن صورت نگونسار فرود آمد و پيش پاى شيخ در خاك غلتيد . چون نصارا اين صورت مشاهده نمودند ، فغان درگرفتند و هفتاد تن از ايشان مسلمان شدند و خرقه پوشيدند و در ركاب شيخ روانهء صومعه گشتند . شيخ فرمود كه اين همه از بركت انفاس آن عالم است كه چون آن بزرگوار امر فرمود كه به كليسا بايد رفت ، به بركت سخن او اين حال رفت . و آن عالم چون جواب شيخ چنين فرستاده بود ، يكى را از شاگردان خود نهان فرستاد كه ملاحظه نمايد كه شيخ چه خواهد گفت . آن شاگرد چون اطاعت شيخ و اين حالات را ديد ، خبر به استاد برد . آن عالم چون بشنيد ، خاطر صاف ساخته ، متوجه خدمت شيخ شد و عذرها خواست و به بركت قبول امر آن عالم چندين فوائد « 4 » به آن جماعت عايد شد . غرض آنكه در اطاعت علما ، و اگر چه از روى غضب گويند ، چون براى حق است ، فوائد دنيوى و اخروى مندرج است ؛ و شكر مر علّام الغيوب را كه به عموم نعمش اين عنوان صحيفه دولت را هميشه از صحبت اهل علم و فضل بهرهمند داشته و جريان اعمال و احوالش بر مقتضاى اقوال ايشان است و طايفهء علما نيز از ملازمت وافر الملايمت او محظوظ و عين التفاتش را ملحوظند . وفقه الله تعالى بمزيد العلم و العمل .
هامش
( 1 ) . اساس : و تعظيم .
( 2 ) . مائده ، 117 .
( 3 ) . مج : صورت ساخته .
( 4 ) . مج : چندين فوائد يافت و چندين فؤاد به ان جماعت .