كار پرداخت و آن منزل را چون خزانهء خيالش منقش به صور لطيفه ساخت ، پادشاه را اعلام اتمام نمود و با جميع اعيان و اهل خبرت در آن منزل حاضر « 1 » آمدند . پس چون پرده از ميان برداشته شد ، هر صورت كه استاد چين به قلم هنرمندى بر صفحهء لطافت كشيده بود ، به هزار مرتبه از آن الطف ، در آن نصف صيقل نمود . پادشاه بر او آفرين خواند و به مزيد اشفاق و رفعت مرتبه امتيازش بخشيد « 2 » . اكنون اين عالم حكم نصف خانه يا نصف دايره دارد ، چنانچه صوفيه آن را قوس نزولى خوانند « 3 » و چون دانا به صيقل فكر و رياضت ، خاطر را از كدورات طبيعى و غيرها بپردازد ، تمام حقايق موجودات در نفس او متحقق گردند و نفس او عالمى شود روحانى و به حضور آن صور هميشه بلند باشد و فضل و رحمت الهى شامل حالش آمده ، به « ما لا عين « 4 » رأت و لا اذن سمعت و لا خطر على قلب بشر » « 5 » مخصوص « 6 » گردد ؛ و سپاس مر خدا را - جلّ ذكره - كه خاطر وقّاد اين نقشپرداز كارخانه رفعت و سرورى را ، مخزن اسرار علميه ساخته ، همواره شخص عاليش نزهتگاه ضماير اهل فضل و بزم عشرتش آرامگاه خاطر ارباب علم . اللهم ارفع درجته فى الدارين و اوصله الى المطالب الاعلى .
الفقرة الثالثة [ نفس ناطقه را از روى اكتساب فضائل و درك حقايق جاى در مرتبهء امكانى است و منشأ تكليف همين است ]
چون بر صحيفه انتقاش تصوير مشابهت خاطر دانا به عالم روحانى شد ، مىنگارد كه نفس ناطقه را در نشئهء شخص انسانى به واسطهء لوازم مواد طبيعى - كه
هامش
( 1 ) . مج : در آن منزل آمدند چون .
( 2 ) . اين حكايت تحت عنوان « قصه مرى كردن روميان و چينيان در علم نقاشى و صورتگرى » در مثنوى مولوى ، دفتر اول ، بيت 3467 ، نيكلسون مذكور است .
( 3 ) . اساس : و خاطر .
( 4 ) . در حاشيه نسخه كتابخانه آستان قدس رضوى به خطى ديگر و بنام عماد المحققين ، حديث منقول را به على ( ع ) مستند ساخته است .
( 5 ) . جامع صغير سيوطى ، ج 2 ، ص 80 - قال الله تعالى : اعددت لعبادى الصالحين ما لا عين رأت و لا اذن سمعت و لا خطر على قلب بشر . و نيز ص 1080 علم اليقين ، جناب فيض ، ط بيدار .
( 6 ) . عبارت بعد از « مخصوص گردد » متعلق به نسخ مج و رضوى بوده و نسخه اساس آن را فاقد است .