تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل دهدار ( فارسى ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
پذيرد . و اهل فطنت را از اين مقدمات غنيمتها دست مىدهد و معنى « تخلّقوا بأخلاق اللّه » « 1 » را به يقين درمىيابند . و بايد دانست كه علم وجود معلوم است در نفس عالم [ 4 ] . يعنى ، تا دانا چيزى را نداند ، حكم بر وجودش نمىكند . پس معلوم نفس ما ، موجود نفس ماست . و از اينجا گفته‌اند كه : نفس دانا عالمى است نورانى و بقاى نفس انسان ابدالآباد بعد از مفارقت بدن به واسطهء دانش است و برزخ او موقف علم اوست و به هر چيز و هر كيفيت كه علم او منتهى مىشود ، همان خاتمهء اوست . و حاصل كلام ، صورت انسان هندسهء علم است و سراپاى او تمام [ 5 ] علم است و احكام علم قيافه [ 6 ] و غيره دالّ است بر اين . و الله اعلم .

كوكب سيوم در بيان اثبات واجب و توحيد او عزّ شأنه به ذوق اهل دانش

دانسته شد كه حصول شىء در نفس ، وجود آن شىء است ، پس محال باشد كه شعور به معدوم تعلق گيرد . پس هر چيز در هر مشعر از مشاعر كه درآيد ، آن درآمدن مفيد هستى آن چيز باشد ، و اگرچه در همان مشعر باشد و مركبات وهمى ، مثل درياى زيبق و كوه طلا و امثال آن ، از موجودات خارجى در وهم تركيب يافته ، پس نقض لازم نيايد . اكنون بنابراين مقدمه همين‌كه منكرى گويد كه واجبى نيست يا طلب دليل كند ، بر وجود واجب ، اثبات واجب شده است . عبد الله ديصانى از حضرت امام جعفر - عليه السلام - طلب دليل كرد بر وجود صانع . آن حضرت در جواب فرمودند كه چه نام دارى ؟ او ساكت شد و از مجلس برآمد . و چون اين معنى را عقل به ذوق در مىيابد ، به همين اشاره اكتفا نموده ، در بيان توحيد گوييم كه ما اين عالم را كه عبارت از ما سوى الله است ، موجود مىدانيم و حكم بر هستى آن مىكنيم . چه در نظر حس ما مىنمايد و انكار نمود « 2 » عالم
هامش
( 1 ) . بنگريد به : علم اليقين ، فيض كاشانى ، ص 102 ، ط بيدار . ( 2 ) . مج : انكار نمودن عالم .
رسائل دهدار ( فارسى ) — صفحة 238 | محمد بن محمود دهدار شيرازى / محمد حسين اكبرى ساوى