تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل دهدار ( فارسى ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم الحمد للّه الّذى علّم الانسان ما لم يكن يعلم و صلّى الله على رسوله محمّد المبعوث الى خير الامم و على آله الشموس الساطعة من آفاق الشيم و اصحابه النجوم الزاهرة فى دياجى الظلم . بعد از حمد و سپاس حضرت حق جلّ و علا ؛ و درود بر سرور انبيا ؛ چنين گويد كامل فنون نقص ، و ناكس و پيشرو طريق نادانى ، و بازپس آوردهء روزگار ، پى سپردهء نفس غدّار ، محمد بن محمود بن محمد ، الملقب ب « دهدار » - عفى الله تعالى عنهما - كه چون بعد از ارادهء انزوا ، چشم امانى از خواب يأس بيدار شد و شاهد رسوم و عادات در انجمن تكليف به جلوه درآمد ، خارآزار بعضى از اعيان روزگار هنوز پاى در اميد در راه قبول و امتثال به عذر لنگى كوتاه مىداشت و ارژنگ كارگاه من جرّب المجرب حلّت به الندامة نقوش اوهام و اضطراب بر لوح طبيعت مىنگاشت تا به مساعدت طالع فيروز استبعاد شرف پرتو مهر اوج نجابت و امارت ، خلاصهء دودمان نبوت و ولايت ، زبدهء ذريهء مصطفوى ، نقاوهء نقباء رضوى ، المحفوف بلطائف عواطف الملك المنان ميرزا يوسف خان - وفّقه الله تعالى لمرضاته و اداء لقضاء حوائج عباده - يافت ، جراحت كهنه را مرهمى نو رسيد و شاخ پژمرده را غنچهء تازه دميد ، بهانهء عذر سابق را عذر پديد آيد و تلاقى ملازمتش ، تلافى ما مضى نمود و شكرگزارى اين نعمت را خاطر برآن گماشت كه اثرى كه موجب امتداد و استكثار