بىاختيار ؟ و از اين نظر او را حالتى به هم مىرسد و اسرار [ ى ] بر او ظاهر مىشود كه هرگز به دلايل عقلى راه بدان نتوان برد . و صبغة الله عبارت از اين نظر است كه از روى فطرت برخاسته ؛ چه در اين حالت كه لفظ الله بىاختيار بر زبان جارى مىشود ، به واسطهء آن حالت كه به دل رسيده ، البته دل را توجهى حاصل مىشود به سوى حقيقتى منزه از جميع تعيّنات و جهات اعتبارات و نسب . و اين توجه از جمله نفحات الهيه است كه به دل مىرسد ؛ چنانچه حضرت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و على آله و سلم - فرموده كه : « الا انّ لله فى ايام دهركم نفحات الا فتعرضوا لها » « 1 » .
يعنى ، آگاه باشيد كه به درستى و تحقيق خداى را در ايام حيات و بقاى شما نفحات است ، آگاه باشيد و آن را به پيشباز رويد و دريابيد و مگذاريد كه به غفلت از شما بگذرد .
و از جملهء نفحات الهيه آن است كه سالك نظر به احاطهء وجود اندازد كه يك ذره از ذرات موجودات ، خواه جواهر ، و خواه اعراض ، و خواه زمان ، و خواه مكان ، و خواه آنچه به خيال و وهم مىرسد ، از احاطهء او خالى نيست ؛ يا به صفت جمال و رحمت چون امور و اشياء حسنه ، يا به صفت جلال و قهر چون امور و اشياء غير حسنه . زيرا كه جميع اسماء الهى هميشه در كارند و همچنان كه اسم الجميل در كار است ، اسم الجليل نيز در كار است ؛ بىهيچ تفاوتى . پس از احاطهء وجود يك ذره خالى نباشد و نظر به اين احاطهء اشياء متحد شوند در نظر بصيرت سالك و حقيقت اين اتحاد را و نسبت احاطهء وجود را تمثيلات نمودهاند و آنچه از همه تمامتر و روشنتر و فايدهمندتر است آورده شود .
مخفى نماند كه در نظر شهود سالك موحد تمام وجود مثل يك شخص نمايد كه افلاك و عناصر و مواليد اعضاى آن شخص باشد و ملائك و نفوس انسانى حواس و قوتهاى آن شخص باشد « 2 » و از ازل آزال تا ابد آباد مدت حيات آن شخص باشد و
هامش
( 1 ) . با كمى اختلاف در جامع صغير ، سيوطى ، ج 1 ، ص 95 ، و حلية الاولياء ، ج 1 ، ص 221 ، و فتوحات مكيه ، ج 1 ، ص 24 .
( 2 ) . مج : آن شخص باشد و فيض وجود .