تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل دهدار ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
احتياج به او نيست و هر چه وجودش بىفايده است و چيزى را به او احتياج نيست ، او إله نيست ، پس إله نيست الّا يكى . و از اين دليل ثابت مىشود كه صفات عين ذاتند كه اگر غير ذات باشند ، پس ذات در افعال محتاج به غير باشد كه آن صفات است . تعالى الله عن ذلك علوا كبيرا . و معنى عين بودن صفات آن نيست كه ذات و صفت دو چيزند كه عين يكديگر مىشوند . چه اين محال است بلكه معنيش آن است كه آن اثرى كه در ما مترتب مىشود بر ذات يا صفت ، آن اثر در واجب تعالى مترتب بر ذات تنها مىشود . مثلا ما چيزى را كه مىدانيم به ذات با صفت علم مىدانيم كه اگر صفت علم با ذات ما نباشد چيزى را نمىدانيم ، اما واجب تعالى چيزها را كه مىداند ، به ذات تنها مىداند نه به ذات با صفت علم ، و همچنين باقى صفات كه ما به قدرت قادريم و به اراده مريديم ، و او تعالى به ذات قادر است و به ذات مريد است . و در معنى صفات هر كسى چيزى فرموده‌اند و آنچه در عيون اخبار رضا مروى است از حضرت امام رضا - عليه السلام - معنيش راجع به اين است كه حق تعالى حىّ است . زيرا كه حيات بخشيده به زندگان و عليم است ، زيرا كه علم داده به عالمان ، و همچنين باقى صفات . پس معنى همه راجع به ايجاد مىشود . و بعضى تمام صفات را به معنى سلب گرفته‌اند . مثلا مىگويند كه حىّ است ، يعنى ، موت ندارد و عليم است ، يعنى ، جهل ندارد و قادر است ، يعنى عجز ندارد . و ديگران به معنى ديگر نيز فرا گرفته‌اند . « 1 »
« قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدى سَبِيلًا »
[ 3 ] « 2 »

فصل دوم در بعضى اشارات به لسان اهل ذوق و تصوف

بر عارف خبير مستور نماند كه وجود را به دو معنى اطلاق كنند . يكى به معنى حصول و شدن ، و اين وصفى است اعتبارى كه عقل آن را فراگيرد از موجودات
هامش
( 1 ) . مج : گفته‌اند . ( 2 ) . اسراء ، 148 .