خلقت ما خلقت لأجلك و خلقتك لأجلى » « 1 » يعنى ، اى فرزند آدم ، آفريدم هر چيز را كه آفريدم از براى تو و آفريدم تو را از براى خود . و يقين است كه آنچه از براى خدا باشد ، افضل است از آنچه از براى ديگرى باشد .
ديگر آنكه انسان خليفة الله است و از موجودات هيچ چيز را مرتبت خلافت الهى نيست ، ديگر آنكه امانت الهى به او سپرده شده . زيرا كه از موجودات هيچ چيز قوت اين امانت نداشت ؛ چنانچه خواجه حافظ مىفرمايد : « 2 »
آسمان بار امانت نتوانست كشيد * قرعهء فال به نام من ديوانه زدند [ 1 ] .
و شيخ سعدى عليهالرحمه نيز فرمايد كه :
مرا تحمل بارى چگونه دست دهد * كه آسمان و زمين برنتافتند و جبال « 3 »
و اگر فضائل انسان را بيان كنند ، كتبخانهها جمع شود . اينجا غرض اشاره بود به آنكه انسان را به خدا نسبت است و باقى موجودات را به انسان نسبت است . و سرّ اين معنى بسيار عزيز است و به طريق رمز و اشاره بزرگان گفتهاند كه : « 4 »
اى نسخهء نامهء الهى كه تويى * و اى آينه جمال شاهى كه تويى
بيرون ز تو نيست آنچه در عالم هست * از خود بطلب هر آنچه خواهى كه تويى
و همچنانچه انسان را بر جميع موجودات افضليت است ، افراد انسان را نيز بر يكديگر به حسب معرفت فضيلت است . زيرا كه انسانيت همين علم و معرفت است و بس و هر كه را كه معرفت زياده ، او را در مراتب انسانيت زياده چنانچه در قرآن مجيد وارد است كه :
« وَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ »
« 5 » . و ارباب معرفت بر دو قسمند : يكى آنكه به دلايل عقلى راه به مطلوب برند ، و دوّم آنكه به رياضت و
هامش
( 1 ) . فتوحات مكيه ، ج 3 ، ص 163 .
( 2 ) . مج : بيت .
( 3 ) . كليات سعدى ، ط سازمان انتشارات جاويدان 1367 ، ص 467 .
( 4 ) . مج : رباعى .
( 5 ) . مجادله ، 11 .