تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل دهدار ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
چيزى بيشتر از خود نمىباشد . پس ديگرى او را پيدا كرده و اگر آن ديگر نيز همين حال داشته باشد ، كه نبوده و پيدا شده ، پس او را نيز ديگرى پيدا كرده . پس جمع آنچه نبوده و پيدا شده ، همه يك حكم دارند كه محتاجند به ديگرى . و آن ديگر البته واجب الوجود است كه اگر ممكن الوجود باشد ، در آن حكم هم شريك خواهد بود . دليل ديگر آن است كه عقل حاكم است به آنكه هرچه حادث است ، طبيعت او اين حال ندارد كه خود را موجود سازد . پس حادث در وجود محتاج است به قديم و حادث موجود است . پس قديم موجود است . دليل ديگر آنكه زيد موجود است و وجودش حادث است و حال از دو برون نيست كه يا خود را خود ايجاد كرده ، يا غير او را ايجاد كرده . اگر خود ، خود را ايجاد كرده ، پس در وقت ايجاد يا موجود بوده باشد يا معدوم ، اگر معدوم بوده ، معدوم ايجاد نمىتواند كرد ، و اگر موجود بوده پس ايجاد نكرده ، زيرا كه موجود را ايجاد كردن محال است پس ديگرى او را ايجاد كرده و آن واجب است . و پوشيده نماند كه غرض از دلايل اثبات واجب الزام اهل كفر است و الّا حقيقت حال آن است كه تمام دلايل اهل اثبات و استدلال « 1 » به واجب ثابتند نه آنكه واجب به ادله ثابت است « 2 » .
زهى [ 2 ] نادان كه او خورشيد تابان * به نور شمع جويد در بيابان
و همچنين دلايل توحيد نيز براى الزام مشركين است . و همين يك دليل قاطع و برهان ساطع كه از امام الموحدين و سرّ النبيين ، على ابن ابى طالب - عليه السلام - مروى است ، كافى است در توحيد كه فرمود : اگر الهى ديگر بودى ، هر آيينه پيغمبرى از او به ما آمدى و كتابى به ما فرستادى . و اين نيز دليلى است ذوقى كه إله آن است كه همه به او محتاج باشند و او از همه غنى باشد . پس اگر دو إله باشد ، يكى كافى است براى ايجاد ممكنات و آن إله ديگر وجودش بىفايده است و
هامش
( 1 ) . اساس : و اهل استدلال . ( 2 ) . مج : بيت .
رسائل دهدار ( فارسى ) — صفحة 219 | محمد بن محمود دهدار شيرازى / محمد حسين اكبرى ساوى