تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل دهدار ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
جاى آن هست كه پرسيده شود كه اين اشيا مدركه هرچند تعين باشند و محض اعتبار ، اما آسمانى و زمينى و نباتى و حيوانى و انسانى مدرك مىشود و اين تشخصات جنسى و نوعى و فردى واقع است و معاملات و جزا و سزا و وعد و وعيد و شرايع و احكام مترتب است و عالم عقول و نفوس و ارواح و ملائكه هست و اين همه بر تقدير آنكه تعيّن باشند ، تعين حقيقى واقعند آيا حقيقت اين تعيّنات چيست ؟ جواب آن است كه نزد اين طايفهء عليّهء موحّده - قدّس الله تعالى اسرارهم - چنين مقرر شده به كشف صحيح و برهان صريح كه اين‌ها همه صور علميهء حقند و تفصيل اين مجمل « 1 » از روى اجمال آن است كه ذات مقدسهء الوهيت را صفات كمال است كه آن را به اصطلاح اين جمع ، شئون ذاتيه گويند و به حسب اعتبار ذات يا صفتى از آن صفات اسمى از اسماى حسنى متحقق است و اسما « 2 » بعضى كلياتند و بعضى جزئيات ، و حق - سبحانه و تعالى - عالم به جميع كليات و جزئيات اسماى خود است و از علم او تعالى به حسب تعلق به آن ، كلا و بعضا صورتى تحقق مىيابد و اين صورت حقيقتا موجودى است از موجودات . و در اخبار نبوى - صلّى اللّه عليه و على آله و سلم - وارد است كه بعد از قرائت آيهء
« كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ »
« 3 » عبارتى فرموده‌اند كه مفادش اين است كه از جمله شأن او آن است كه يكى را برمىدارد و يكى را فرومىگذارد . پس اين اشياء آثار همان حقايقند . و از اينجا حكما و محققين علما گفته‌اند كه اشيا بأنفسها حاضرند نزد علم او - تعالى - و نيز گفته‌اند كه علم حق - تعالى - علم فعلى است نه انفعالى . يعنى ، علت وجود معلوم است . و كلام بعضى از ائمه اهل البيت - عليهم السلام - كه « عالم لا معلوم » مؤيد اين سخن است . و اگر وهم سؤال كند كه هرگاه كه حقايق اشياء صور علميه اسمائيه باشد ، پس در علم تكثّر حاصل آيد و چون علم غير ذات نيست ، پس آن تكثر راجع به ذات واحد حقيقى شود و اندراج اين كثرت در آن ذات مقدسه منافى وحدت است ؟ جواب آن
هامش
( 1 ) . مج : همه از روى . ( 2 ) . مج : و امّا بعضى . ( 3 ) . رحمن ، 30 .