تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل دهدار ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
سلطنت او . كذلك ذات مقدس حق - جل شأنه و عظم سلطانه - هيچ لازمى ندارد و با او هيچ نيست و او به هيچ ملتبس نه . و چون موجود است از او فيض مىرسد به وجود عام ، يعنى ، وجود عام نفس آن فيض است كه از روى اختيار نه ايجاب از او صادر مىشود و از وجود عام به وجود خاص مىرسد و اين همه ، آثار موجوديت اوست . و از كلام اهل كلام اين معنى چنين ظاهر شده كه منشأ صفات واجب ذات ممكن است و چون اين عالم به اين نظام از او - تعالى - صادر شده ، پس او حىّ است و عالم است و قادر است و مريد است و جميع صفات ذاتى و فعلى را از جهت صدور عالم از او - تعالى - اثبات مىكنند ، و هريك به زبان خود بيانى موافق اصطلاح خود مىكنند و مآل همه قريب است به يك قصد و عقل صحيح اين معنى را مىداند كه هر وصف كه در موصوفى تغير و تبدل يابد ، آن از ذات او نيست و چون از ذات او نيست ، پس در او نيست و اتصاف به حسب ملابسه و اضافه است و چنين اتصافى نمىباشد ، مگر در قابل و ذات فاعل مطلق - تقدس و تعالى - منزه از چنين ملابسه . پس وجود اين اشياء با آنكه وجود حق است ، هيچ ملابسه به ذات مقدس او ندارد و همين اضافهء نمود و صدور است كه چون فعل است از فاعل و پرتوى است از نور محض ؛ و اللّه اعلم .

رقيقهء سابعه

چون مقرر قوم اين است كه به غير از ذات مقدس حق تعالى و فيض صفات و اسماى حسنى هيچ نيست چنانچه شيخ محى الدين عربى - قدس سره - در رسالة الانوار كه در جواب استرشاد امام فخر رازى - رحمه الله تعالى - نوشته مىفرمايد « كه فانه ما ثم فى الوجود الا اللّه تعالى و صفاته و افعاله فالكل هو ربّه و منه و اليه . » و اين اشيا كه موجودند ، بىاين اشيا موجودند . يعنى ، آسمان - مثلا - موجود است ، نه به اينكه آسمان حقيقتى است موجود ، بلكه آسمان تعيّنى است از تعيّنات وجودى در مرتبه جسمى ، و اثر فعلى است ناشى از اسمى از اسماى الهيّه . پس بنابراين