تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل دهدار ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
از همه لاجرم معرفت او اسهل معارف باشد و اشكل معارف . » و از كلام اين ولى حق ظاهر مىشود كه وجود مطلق ، مظهر است و حقيقت حق ، ظاهر . و اطلاق اسم وجود بر آن نه به اعتبار معنى اشتقاقى است . و اگر عبارات و كلام اين اكابر [ را ] بياوريم به اطناب مىانجامد و مع هذا مفاد همه يك معنى است و بدان تلويحى مىرود ؛ و باللّه التوفيق .

رقيقهء خامسه در تلويح بر بعضى مقدمات كه مشعر بر مذهب اهل وحدت است

از جمله آنچه از مصطلحات و كلام ايشان فهم مىشود اين است كه به غير از ذات حق تقدس و تعالى هيچ چيز وجودى ندارد . زيرا كه داشتن ، عبارت از اين است كه او را باشد و از او زائل نشود ، و اين وجودى كه مدرك مىشود پرتو وجود حقيقى است و اين موجودات تعينات آن پرتوند نه ذوات موجود و تعين امر اعتبارى است . لهذا در طرفة العين بر نهج واجد نمىنمايد . و فطن صاحب بصيرت اين معنى را در نفس خود مىيابد كه هردم به هزار رنگ مىگردد و چون امتياز اشياء به ادنى مغايرتى در عوارض است كه به سبب آن ذوات متغايره و اشياء مختلفه مىشوند ، پس حقيقت خاصهء شخصيه ايشان همان امر باشد كه سبب امتياز شده ، مثلا زيد كه غير عمرو است ، نه از جهت جسميت يا حيوانيت يا انسانيت يا امرى ذاتى غير اينهاست ؛ خصوصا در مذهب كسى كه تشكيك در ذاتيات روا ندارد ؛ چون حكماى مشّائى ، بلكه غيريّتش به حسب تفاوت در مشخصات است كه عوارض باشد . و اين بابى است وسيع و به فكر صايب از اينجا پى به مقصدى مىتوان برد و از اينجا گفته است شيخ محى الدين - قدس سره - كه « بالاعيان الثابتة ما شمت رائحة الوجود [ 1 ] . » و فى الحقيقة اين معنى خاصهء اين طايفه وجوديت نيست بلكه سخن سيد الطائفه شيخ جنيد البغدادى - قدس سره - كه و الآن كما كان [ 2 ] نيز مشعر بر اين است كه در وجود هيچ نيست با خدا و او به يگانگى خود
رسائل دهدار ( فارسى ) — صفحة 195 | محمد بن محمود دهدار شيرازى / محمد حسين اكبرى ساوى