تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل دهدار ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
حضرت سيّد محمد گيسودراز - كه صاحب مكاشفات بوده و سيد على اصغر نام داشته - در عالم كشف از روح سيد سؤال كرده كه شما بر شيخ محى الدين اعتراضات داريد ، چون از دنيا رحلت فرموديد با روح شيخ محى الدين ملاقات شده باشد و در باب آن اعتراضها مباحثه گذشته باشد . حضرت سيد جواب فرمودند كه من در زمان حيات خود از روح شيخ سؤال كردم ، او چنان تقرير كرد كه مذهب او و مذهب من در توحيد موافق گشت . گفتم كه تقرير شما موافق است اما عبارتها كه در كتب نوشته‌ايد ، مساعد اين معنى نيست . شيخ گفت : اگر در عبارت قصورى باشد ، اصلاح كنيد . من اصلاح عبارت وى در صورت اعتراض ديدم ، اما در اصل توحيد من و او موافقيم . اين حكايت در شرح مكتوب حضرت سيد محمّد - قدس سره - به پادشاه وقت مذكور است و شارح مكتوب ، نبيرهء اين سيد على اصغر است . [ و حضرت سيد محمد گيسودراز - قدس سره - در كتاب سمر در آخر سمر پانزدهم مىفرمايد كه دو يكى نشود و يك دو نگردد و آيا احوال چنين بيند ؟ چشم دل را راست كن و چيز را درست و راست ببين ، آن‌چنان‌كه هست ، كثرت از ميان برخيزد و وحدت به حقيقت خويش بر تو تجلى كند ، خود را و جهان را نيست و نابود بينى و جز يكى ، وجود نشناسى . اين بعينه مفاد سخن شيخ محى الدين است ] و اللّه اعلم . « 1 » و در نفحات الانس محاكمهء ميان شيخ علاء الدوله و شيخ محى الدين - قدس سرهما - مسطور است و چون حضرت مخدومى مولانا عبد الرحمن جامى - رحمة اللّه تعالى - مىفرمايند كه سخن شيخ محى الدين را بىتحقيقات و تدقيقات شيخ صدر الدين قونوى نمىتوان يافت و تحقيق قول او در وحدت وجود از مصنّفات شيخ صدر الدين بايد كرد ، لهذا درين باب ابتدا به سخن آن بزرگوار مىنمايد ؛ و منه التوفيق .
هامش
( 1 ) . عبارت داخل [ ] از مج اخذ شده است .