و اگر كس بگويد كه من آن را ديدم ، غلط است و اگر بگويد كه نديدم ، غلط است .
زيرا كه به چشم او را نديده و به بصيرت او را و به چشم افعال و آثار ظاهره او را ديده و اين همه نسبت علاقه كه ميان افراد انسان واقع است ، همه دليل واضح است بر اين مطلب .
كذلك اهل سلوك به دوام ذكر و رياضت ايشان را اين حالت نصيب مىشود كه از تمام عالم ظهور صفات و اسما و افعال الهى چنان مىبينند كه ظهور روح انسانى از افعال و اقوال و بدن و جوارح زيد و هميشه اين ظهور نصب العين بصيرت ايشان است و از اين تعبير به شهود و عيان و مكاشفه و رؤيت مىكنند . چنانچه صدرنشين ايوان امامت و ولايت - عليه السلام - مىفرمايد كه « و لكن تراه القلوب بحقائق الايقان » « 1 » . و تأويل « حقائق الايقان » اين است - و اللّه اعلم - كه عين اليقين به مرتبهء حق اليقين رسد . زهى دولت عظمى و عطيهء كبرا كه اهل اين مرتبه راست . حضرت فياض على الاطلاق تعالى شأنه بركات انفاس مباركه و همت عاليهء اين طايفه عليّه « 2 » را شامل احوال طالبان دارد ؛ بمنّه و جوده .
ركن ثانى در بيان معنى اتحاد
لفظ اتحاد به دو معنى مدرك مىشود : يكى آنكه دو چيز [ 2 ] يكى شود ؛ دوم آنكه جهات متكثره در شىء واحده يكى شود . معنى اوّل محال است . زيرا كه اگر دو چيز يكى تواند شد ، يا بعد از شدن يا هر دو باقىاند يا هيچكدام باقى نيستند ، يا يكى باقى است و ديگر نه . اما شقّ اوّل باطل است ؛ زيرا كه چون هر دو باقى باشند ، پس يكى نشده باشند . و اما شقّ دوم باطل است ؛ زيرا كه آن هر دو معدوم شدند ، نه متحد . اما شقّ سيّوم نيز كذلك . چه احدهما معدوم شد ، نه متحد . پس مراد از اتحاد
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، ج 1 ، ص 97 .
( 2 ) . مج : عليه را هميشه قرين ايام عدالت و رأفت اين روحبخش بدن ملك و دولت و انجمنآراى بزم رأفت و مرحمت سازد . به حق الحق و اهله . ركن ثانى .