و الله اعلم .
ذوق - بالقوه و بالفعل فرض نشود ، الا در قابل ؛ « 1 » و الله اعلم .
ذوق - اسناد متقابلين ، فرع اطلاق مسند اليه است ؛ پس اضافات موجب تحقيق جهات در مضاف اليه نشود ؛ و الله اعلم .
ذوق - اطلاق حقيقى نيست ، الا تساوى وجود اضافات ؛ و الله اعلم .
ذوق - تبدل حال قابل فرع اطلاق فاعل است ؛ و الله اعلم .
ذوق - تحقق نسبة ما ، فرع تحقق اتحاد ما است فى مرتبة ما ؛ پس مغايرت مفيد اتحاد باشد ؛ و الله اعلم .
ذوق - نسبت ميان قابل حقيقى و فاعل حقيقى متحقق نشود حتى مغايرت . « ما للتراب و ربّ الارباب » بلى فعل را با فاعل رابطهاى است كه غير نسبت است و منشأ نسبت ؛ و الله اعلم .
ذوق - شايد كه وهم انكار اين معنى نكند كه تحقق نسبت ، فرع تحقق منتسبين است ؛ فسبحان من تقدّس بقدسه و شهد كل شىء بوحدانيّته .
ركن اوّل در بيان مراد از رؤيت [ 1 ] و شهود و مشاهده و عيان و امثال آن .
بر اصحاب درايه پوشيده نيست كه انسان را به حسب كمال حقيقى ، درجات ترقى منحصر است در چهار پايه : اول ، علم اليقين ، و اين ذروهء علماست ؛ دوم ، عين اليقين ، و اين پايهء اهل سلوك است ؛ سيوم ، حق اليقين ، و اين شأن كاملان است ؛ چهارم ، حقيقة حق اليقين ، و اين مقام انبيا و خواص اولياست .
و علم اليقين ، عبارت است از اعتقاد ثابت جازم مطابق واقع كه به تشكيك مشكك زائل نشود . و عين اليقين آن است كه مطلب مشهود شود و به عيان رسد ، و نشانش آن است كه سالك از جميع مشاعر ظاهرى و باطنى خود چنان انكشافى و
هامش
( 1 ) . مج : مقابل .