تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل دهدار ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
ادلّهء امتناع تشكيك در ذاتيات ؛ مدخول است و منقوض ، به اختلاف نفس ماهيت ، به حسب كمال و نقص ، خصوصا به مذهب جمعى كه تعدد افراد را ظهور حقيقت واحده در مظاهر متعدده دانند ، هم به دليل و هم به كشف ، نه تكثير حقايق مختلفه ظاهره . پس وجود مطلق شامل را فردى است حقيقى ، كه حقيقت وجود است و صدق آن بر اين ، چون صدق اوست بر وجودات خاصه ، و عارض امرى عقلى است زايد بر معروض ، و معروض امرى است موجود حقيقى و حقيقت وجود است و ظاهر در مظاهر متعدّده كه اول مظاهرش ، همين وجود مطلق شامل است كه مفاض است بر اعيان موجودات . و مستور نماند كه مستند اين طايفه كشف است و مىگويند كه شكى نيست كه عقل صحيح بر اين حاكمى است كه دست است كه موجودى باشد كه نه خاج از عالم باشد و نه داخل در عالم و وهم ادراك اين نمىكند ، همچنين نسبت عقل با كشف چون نسبت وهم است با عقل ، كه عقل ادراك آنچه به كشف ظاهر مىشود ، نمىكند ، مثلا انتقال جسمى مركب ثقيل كثيف ، مثل تخت بلقيس از ملك سبا به حضرت سليمان - على نبيّنا و عليه الصلاة و السلام - كه مسافت بعيده است ، در زمانى كمتر از يك چشم برهم زدن ، عقل ادراك نمىكند بلكه محال مىداند و حال آنكه به موجب نص قرآن واقع شده و به كشف ظاهر مىشود مر كامل را ، كه به بركت خاصيت اسم اعظم الهى ، ايجاد و اعدام مىشود و بنابراين ، انتقال مذكور درست است . و شك را هيچ مدخل نيست . و نيز مىگويند كه اطلاق لفظ وجود بر ذات ، همچون اطلاق اسماى جامد است بر مسمّيات ، يعنى ، براى مجرد تفهيم است كه اطلاق كرده مىشود نه به ملاحظه معنى لفظى كه حصول و ثبوت باشد . چنانچه شيخ صدر الدين قونوى - رحمه اللّه تعالى - در كتاب نصوص و مفتاح الغيب ، مصرّح « 1 » آورده ، و اينكه جميع موجودات را موجود به وجود حق مىگويند ، مثل آن است كه ماه را منوّر به نور آفتاب مىگويند ، و هيچ محذور نيست . و اينكه
هامش
( 1 ) . مج : مقرّره .