تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل دهدار ( فارسى ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
ايجاد است . پس عليم است ، يعنى ، خالق علم است در علما . و حىّ است ؛ يعنى ، واهب حيات است مر زندگان را . و حصر صفات به حسب ضرورت اعتقاد مكلفين دلالت بر تحديد ذات موصوف نمىكند . و اشعار بر اين معنى در اخبار نبوى هست . متعلقات صفات را لزوم نيست تا قدمى لازم آيد . چه به حسب حقيقت نزد محققين ، همه صفات به معنى متحدند و در كلام حضرات ائمه - عليهم السلام - آمده كه عالم از دلا معلوم ، و قوت و فعل از احكام مراتب امكان است و اسماء و صفات الهى در حوزه وجوب ايجاد ، و ابداع بالطبع استدعاى عدم متعلق « 1 » عند التعلق مىكنند و الّا ايجاد و ابداع نباشد . و اقتضاى علميت ملازمت منسوب است به فاعلى كه فعلش نه به ايجاد باشد فى الحقيقة ؛ و اللّه اعلم . طالب دليل بر نبوت محمّد - صلّى اللّه عليه و آله و سلم - را انگشت تحدى به معجزهء قرآن بر لب است و ميل تواتر ، كه مفيد تعيّن است ، در چشم . و چون نبوتش ثابت است ، پس جميع ما اخبر عنه ثابت و صادق است بىاحتياج به دليلى جز قول ؛ و ما قال العقل بوجوبه على الواجب ، چون ركوع و اعتدال در نماز نافله است ، پس اعتراض وارد نشود . « 2 » انكار صفات اراده و اختيار در خود كه منشأ تكليف است ديوانگى است و قايل به جبر « 3 » است ، و ليكن انسان مطلقا خلّى و طبعة « 4 » است . و افعال اختيارى او معلوم و مقدور است و هيچ محذور نه و هدايت ، امداد فضل و توفيق است و اضلال ، بازگذاشتن او را به نفس خود ؛ اين است :
« ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ »
« 5 » ؛
« قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ »
« 6 » با اين منافات ندارد و حسن و قبح را مطلقا عقل مدرك است و تعبد صرف نيز ، مثل دويدن بين العلمين در سعى طواف ، به حسب عقل در غايت حسن است . خلق عالم عبث نيست و معلل به غرض عايد به فاعل نه ، و اصل حقيقى از غرض خلقت
هامش
( 1 ) . مج و رضوى : النطق . ( 2 ) . مج : شود . ( 3 ) . مج : قائل به حركات لغو است ، رضوى : قائل بجز كايسوست ، اساس : اقائل بجر كاليو است . ( 4 ) . كذا . ( 5 ) . نساء ، 80 . ( 6 ) . نساء ، 79 .