تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل دهدار ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
دو جهانى اين مالك اورنگ جهانبانى شايد . چه سبب ترقيم اين كلمات ، همين مطلب است و ؛ بالله التوفيق .

المبادى ادراك وجود ضرورى است

و اوّل چيزى كه در ادراك شىء شعور بدان تعلق مىگيرد ، وجود آن شىء است . چه وجود را بر همه چيز تقدم ذاتى است و در فرض معيّت نيز تقدم مفروض مر وجود راست و دريافت آن دريافت ، ضرورى نيست ؛ و اللّه اعلم . اين قضيهء كليه است كه موجبه مستدعى وجود موضوع است ، پس معدوم مطلق بر معدوم مطلق محمول نشود . چه خبر از غير موجود به وجود ما فى ظرف ما محال است . و اگر وهم مكابره نمايد كه اين موجبه در قوت سالبه بسيط است و الّا « 1 » محالات لازم آيد ، عقل صحيح گويد كه عند التحقيق محكوم عليه بالمحال رجوع به امكان مىكند و هيچ محذور نيست ؛ و اللّه اعلم . ثبت وجود ما ، كه مستلزم صدق وجود مطلق است ، مدعى تلازم است با عدم معدوميت مطلقه . و صحت نظر عقل ، بر اين دعوى شاهد ؛ و اللّه اعلم . چون در عقل ماهيات بالذات مقدمند بر اتّصاف بوجوده ، از اينجاست كه ما لم يتشخص ، لم يوجد . و هم معتزلى بىغلط « 2 » خورده معدوم ثابت قرار مىدهد ؛ و اللّه اعلم . احكام عقليه ، چون تقدم ذاتى ماهيت بر اتصاف به وجود و امثال اين نفس الامرى است و وجود نفس الامرش در ظرف عقل ؛ و الله اعلم .

المطلب الاول [ منكر شىء ، مقرّبه آن شىء است ]

منكر شىء ، مقرّبه آن شىء است و نافى مثبت « 3 » و قايل به دو ، قايل به يكى است و از حال خود غافل . « فسبحان من دلّ كلّ شىء على وجوده و وحدانيته » . خدا هست
هامش
( 1 ) . مج : محالا . ( 2 ) . نسخه‌ها : كذا - بىغلط . ( 3 ) . اساس : ثانى مثبت . مج : ما فى مثبت .